بزقوش

این برنامه به سرپرستی آقای آیدین آذردخت با شرکت اکثر اعضای گروه و مهمانان این هفته در یک هوای خوب  بهاری  در روز جمعه مورخه ۲۷/۰۲/۱۳۹۲ پس از دوساعت طی مسیر اردبیل تا منطقه اسب فروشان سراب بوسیله مینی بوس ،تقریبا ساعت ۸ و نیم صبح با گذشتن از چشمه آبگرم منطقه شروع شد مسیر خیلی زیبا و تقریبا تمام پاکوب و از دل مناطق ییلاقی و صخره ای و پوشیده از برف می گذشت و با رسیدن به بالای قله بر شیب مسیر افزوده می شود .

با تشکر از تک تک دوستان شرکت کننده در برنامه این هفته . واقعا مثل دفعات قبل خوش گذشت جای بقیه دوستان رو هم خالی کردیم .

بزقوش را بهتر بشناسیم

بُزقوش نام یک رشته‌کوه کوچک با امتداد شرقی-غربی در جنوب سراب در استان آذربایجان شرقی ایران است. این رشته‌کوه در میان دو رود تلخه‌رود و شهری‌چای قرار گرفته و در میان شهرهای سراب، بستان‌آباد، هشترود، میانه، گیوی و نیر قرار گرفته است. نام قدیمی تر از کوهگچی قیران یا بزکش بوده که در ترجمه به فارسی اشتباها بزقوش نام گذاری شده است.

بزقوش شامل کوههایی با شیب ملایم و از سنگهای حاصل از غبارهای آتشفشانی مربوط به کوههای آتشفشانی سبلان و سهند است. حاوی معادن کشف نشده‌ای از مس است و وجود دانه‌های پیریت در این سنگها اهالی را به یاد طلا می اندازد. از نظر زمین‌شناسی این کوه‌ها خاستگاه کوهه‌ای دارند. دو قله به بلندی ۳۳۰۶ متر و ۳۱۰۰ متر در آن قرار دارد.

سلسله جبال بزقوش كه همزمان با مواد خروجي آتشفشانهاي سهند و سبلان ارتفاع يافته در 18 كيلومتري جنوب شهرستان سراب و 35 كيلومتري شمال ميانه قرار دارد . طول اين رشته كوه 120 كيلومتر و عرض آن بين 40 تا 45 كيلومتري متغيير مي باشد . جهت آن شرقي – غربي بوده و تا دره قرانقوچاي كه آن را از دامنه شرقي سهند جدا مي سازد ادامه دارد . دامنههاي سرسبز و زيبا و مراتع وسيع محل اسكان ايلات و عشاير و دامپروران و روستائيان اطراف مي باشد . بطوري كه سراب به صورت يكي از قطب هاي مهم دامپروري در سطح كشور در آمده است . بزغوش داراي چشمه هاي متعدد آبگرم از جمله اسب فروشان ، بوشلو ، سقزچي ، الله حقي ، بويوك وئي ، شالقون و جلده باخان مي باشد . شاخه هائي از رودخانه تلخه رود يا آجي چاي از دامنه هاي شمالي اين كوهستان سرچشمه مي گيرد . ميانگين بارش ساليانه منطقه بين 400 تا 500 ميليمتر بوده كه اكثراً در ماه هاي سرد سال به صورت يخ و برف بر روي قلل منطقه انباشته شده و در فصلهاي بهار و تابستان بسوي اراضي حاصلخيز مجاور جاري ميگردد. ارتفاع بلندترین قله این منطقه 3303 متر از سطح دریا می باشد که از دو مسیر صعود می گردد :

الف – مسير جنوبي به مبدا صعود از روستاي ورنكش كه براي كوهنوردان سهلترين راه از طريق ميانه مي باشد

ب – مسير شمالي به مبدا صعود از روستاي اسب فروشان ( اسبي سي ) كه در واقع مسیر کلاسیک بزقوش می باشد و اکثرا صعود از این مسیر انجام می گیرد.

ادامه نوشته

اسپاسم

برای جلوگيري از اسپاسم؛ هنگام كوه‌نوردی ازمايعات همراه بانمك استفاده كنید

رئيس مؤسسه‌ی پزشكي كوهستان گفت: براي اينكه اسپاسم به سراغ كوه‌نورد نرود افراد هنگام انجام اين ورزش مايعات را به همراه نمك استفاده كنند.

"حميد مساعديان" در گفتگو با خبرنگار ورزشي باشگاه‌خبرنگاران‌جوان افزود: اسپاسم يا گرفتگي عضلات بيماري شايع در كوه‌نوردي مي باشد و كساني كه به این ورزش مي‌پردازند بهتر است هنگام انجام آن نوشيدني های خود را همراه با نمك استفاده كنند.

رئيس مؤسسه پزشكي كوهستان تصريح كرد: زماني كه فردي كوه‌نوردی انجام ميدهد ضربان قلبش بالا می‌رود و تعرق زياد صورت مي گيرد و ممكن است با كم آبي همراه باشد.

"مساعديان" اشاره كرد: بهترين نوشيدني آب به همراه مقداري نمك به همراه يك قاشق غذا خوري شكر و دو عدد ليموترش ميباشد كه استفاده از آن هنگام صعود به جلوگيري از اسپاسم كمك زيادي مي كند. وي گفت: اين كار باعث می‌شود كه هم قند مورد نياز بدن تامين شود و هم املاح معدني مناسب جايگزين شود.

"مساعديان" اضافه كرد: خوردن اين نوشيدنی هريك ساعت توصيه مي شود و كساني كه می‌خواهند مقدار بيشتري از آن استفاده كنند ضرری ندارد و بلا‌مانع است. وي تأكيد كرد: در زمان گرفتگي عضلات از راه ديگري مانند كمپرس مي توان استفاده كرد و به عنوان مثال از يخ و برف به محل حادثه گذاشته شود و يا آب گرم را در كيسه اي ريخته و به محل گرفتگي ماليد.

"مساعديان" گفت: اسپاسم به دليل تجمع مواد دفعي ناشي از انقباض‌ها و انبساط‌ها عضله‌ها صورت مي‌گيرد . وی در پايان خاطر نشان كرد: رعايت نكات ايمنی و داشتن امكانات كافي هنگام كوه‌نوردی می‌تواند براي فرد لذت بخش باشد و بالعکس!

اگر فردي به اين مسائل بي توجه باشد و توجهي به اين نكات نداشته باشد ممكن است درد سرهايي برايشان رخ دهد

قانوناً هیچ ارگانی متولی امداد در کوهستان نیست!‌

معاون عملیات امدادونجات جمعیت هلال‌احمر از احداث ۱۵ پایگاه کوهستانی دیگر تا پایان سال جاری خبر داد.

"حیدر حیدری" در گفت‌وگو با خبرنگار «حوادث» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با بیان اینکه تعداد حوادث کوهستان در فصل تابستان نسبت به فصل زمستان، افزایش می‌یابد، گفت: حوادثی همچون گمشدن، گرمازدگی و سقوط ازدیواره‌ها از جمله حوادث شایع در فصل گرما در کوهستان است.

وی با بیان اینکه در حال حاضر ۵۰ پایگاه در کشور مشغول به فعالیت هستند،گفت: بر اساس برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته تا پایان سال، عدد پایگاه به ۶۵ ارتقاء می‌یابد.

"حیدری" با بیان اینکه باید در تمامی شهرستان‌های دارای کوه پایگاه‌های کوهستان ایجادشود، گفت: از سال گذشته آموزش امدادگران در رشته های سنگ‌نوردی، غار، یخ و برف آغاز شده که پس از اتمام دوره‌های آموزش تخصصی وسایل و تجهیزات کوه‌نوردی در اختیار نجات‌گران قرار می‌گیرد.

وی با بیان اینکه از ماه جاری توزیع تجهیزات انفرادی امدادگران در سطح کشورآغازمی‌شود، گفت: بر اساس آمارهای موجود بیشترین عملیات‌های کوهستان در استان تهران، اصفهان، کرمانشاه و مازندران پوشش داده شده و بر همین اساس تجهیزات بیشتری توزیع می‌شود.

"حیدری" با بیان اینکه هلال‌احمر متولی امداد و نجات در کوهستان نیست، گفت: هیچ ارگانی وجود ندارد که بر اساس قانون متولی امداد در کوهستان باشد.

وی با بیان اینکه امداد و نجات شهری، بر عهده آتش‌نشانی است و آن‌ها نیزتنها در حوزه نقشه استحفاظی فعالیت می‌کنند، گفت: شمال تهران تنها یک نمونه خاص است که امدادرسانی در کوه های آن تقسیم‌بندی شده و در حوزه شهری محسوب می‌شود.

در پایان حیدری بیان کرد که تاکنون ۳۰۰۰ امدادگر داوطلب آموزش‌های امداد در کوهستان را فرا گرفته‌اند

دیابت و بیماریهای ارتفاع

خیلی از دوستانی که بیمارهای خاصی مانند دیابت دارند به دنبال مطالبی در خصوص دیابت و بیماریهای ارتفاع هستند که مطلب زیر برای این منظور با ذکر مرجع آورده شده است ، امیدوارم هستم مورد توجه عزیزان واقع شود .

در اﻳﻦ ﻧﻮﺷﺘﺎر ارﺗﻔﺎع را ﺑﺮ اﺳﺎس ﻣﺘﺮ و ﺑﻪ ﺻﻮرت زﻳﺮ ﺗﻘﻴﺴﻢﺑﻨﺪی ﻣﯽ ﻧﻤﺎﻳﻴﻢ:

ارﺗﻔﺎع ﺑﻠﻨﺪ: ٣٠٠٠ ﺗﺎ ۵٠٠٠ ﻣﺘﺮ

ارﺗﻔﺎع خیلی ﺑﻠﻨﺪ: ۵٠٠٠ ﻣﺘﺮ ﺑﻪﺑﺎﻻ
ﺑﺎﻳﺪﺗﻮﺟﻪداﺷﺖ ﮐﻪﺑﺎ اﻓﺰاﻳﺶ ارﺗﻔﺎع ﻣﻴﺰان ﻓﺸﺎر اﮐﺴﻴﮋن ﮐﻤﺘﺮ ﺷﺪﻩ و در ﺳﻄﺢ ﻗﻠﻪ دﻣﺎوﻧﺪﮐﻤﺘﺮ از ﻧﺼﻒ و در ﻗﻠﻪاورﺳﺖ ﮐﻤﺘﺮ از ٣٠ درﺻﺪﻓﺸﺎر درﺳﻄﺢ درﻳﺎﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ.

ﺑﺪن اﻓﺮاددر ﻣﻮاﺟﻪﺑﺎ اﻳﻦ ارﺗﻔﺎع در ﺻﻮرت ﻓﺮﺻﺖ ﮐﺎﻓﯽ ﺷﺮوع ﺑﻪﺗﻄﺎﺑﻖ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﻳﺪﮐﻪدر ﻣﺮاﺣﻞ اوﻟﻴﻪ ﺷﺎﻣﻞ ﺗﻨﻔﺲ ﺗﻨﺪ، اﻓﺰاﻳﺶ ﺿﺮﺑﺎن ﻗﻠﺐ ، ﻏﻠﻴﻆ ﺷﺪن خون و ... اﺳﺖ. و در ﻃﻮﻻﻧﯽ ﻣﺪت ﺗﻐﻴﻴﺮاﺗﯽ در ﺳﻄﺢ ﺳﻠﻮﻟﯽ و ﻋﺮوﻗﯽ ﭘﺪﻳﺪار ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪﮐﻤﮏ ﺑﻪﺗﻄﺎﺑﻖ ﻓﺮددر ارﺗﻔﺎع و ﺷﺮاﻳﻂ ﮐﻤﺒﻮد اﮐﺴﻴﮋن ﻣﯽ ﻧﻤﺎﻳﺪ.

ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﻓﺮدی ﺑﺪون ﺗﻄﺎﺑﻖ ﻻزم در ﻣﻌﺮض ارﺗﻔﺎﻋﺎت ﺑﺎﻻ ﻗﺮار ﮔﻴﺮد ﺑﻴﻤﺎرﻳﻬﺎﻳﯽ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ در ﺑﺪن وی ﭘﺪﻳﺪار ﺷﻮدﮐﻪﻣﺨﺘﺺهﻤﻴﻦ ﻣﻨﺎﻃﻖ اﺳﺖ و ﻣﻌﺎدﻟﯽ در ﺳﻄﺢ درﻳﺎ ﻧﺪارداﻳﻦ ﺑﻴﻤﺎرﻳﻬﺎ ﺟﺪا از اﺛﺮات ﺳﺮﻣﺎ ﺑﺮ ﺑﺪن ﻓﺮداﺳﺖ و ﺷﺎﻣﻞ :

"ACUTE MOUNTAIN SICKNESS"( AMS) ﺣﺎد کوهستان ﺑﻴﻤﺎری ورم رﻳﻮی ﺣﺎدارﺗﻔﺎع ﺑﺎﻻ "HIGH ALTITUDE PULMONARY EDEMA"( HAPE)

ورمﻣﻐﺰی ﺣﺎدارﺗﻔﺎع ﺑﺎﻻ و "HIGH ALTITUDE CEREBRAL EDEMA" ( HACE)

خونریزی ﺷﺒﮑﻴﻪدر ارﺗﻔﺎع ﺑﺎﻻ ﻣﯽ "HIGH ALTITUDE RETINAL HEMORRAGE"( HARH) ﺑﺎﺷﺪ.

ﻋﻼﺋﻢ AMS : ﺑﯽ اﺷﺘﻬﺎﻳﯽ، ﺗﻬﻮع ، اﺳﺘﻔﺮاغ ، ﺥﺴﺘﮕﯽ ، ﺿﻌﻒ ، اختلال خواب ، و ... .

ﻋﻼﺋﻢ HAPE: ﺳﺮﻓﻪ، خلط، ﺗﻨﮕﯽ ﻧﻔﺲ ، ﺳﻴﺎهﯽ ﻟﺐ هﺎ و اﻧﮕﺸﺘﺎن ،ﮐﻤﺎ و ... .

ﻋﻼﺋﻢ HACE: ﮔﻴﺠﯽ ، خواب ﺁﻟﻮدﮔﯽ ، اختلال راﻩ رﻓﺘﻦ ، هذیان ،ﮐﻤﺎ و ....

ﻋﻼﺋﻢ HARH: ﮐﺎهﺶ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽ دﻳﺪ، ﻟﮑﻪﭘﺮان ، و ....

در ﺻﻮرﺗﻴﮑﻪ هﺮ ﮐﺪاماز ﺑﻴﻤﺎرﻳﻬﺎی ﻓﻮق ﺳﺮﻳﻌﺎً درﻣﺎن ﻧﺸﻮﻧﺪﺑﺨﺼﻮص درHAPE,HACEﻣﺮگ ﻓﺮد ﺣﺘﻤﯽ اﺳﺖ .

ﺑﺤﺚ درﻣﺎﻧﯽ اﻳﻦ ﺑﻴﻤﺎرﻳﻬﺎدر اﻳﻦ ﻣﻘﻮﻟﻪﻧﻤﯽ ﮔﻨﺠﺪ، وﻟﯽ ﻗﺎﺑﻞ ذﮐﺮ اﺳﺖ ﮐﻪدرﻣﺎن ﺁﻧﻬﺎ ﻳﮏ اورژاﻧﺲ واﻗﻌﯽ اﺳﺖ و ﻃﺒﻴﻌﯽ اﺳﺖ وﻗﺘﻴﮑﻪﺑﻴﻤﺎری زﻣﻴﻨﻪای ﻣﺜﻞ دﻳﺎﺑﺖ در ﻓﺮد وﺟﻮد دارد، ﺗﺸﺨﻴﺺو درﻣﺎن ﺁﻧﻬﺎ ﭘﻴﭽﻴﺪﮔﯽ ﺑﻴﺸﺘﺮی ﭘﻴﺪاﻣﯽ ﻧﻤﺎﻳﺪ.

ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺗﯽ ﮐﻤﯽ در ﻣﻮرد ﺷﻴﻮع ﺑﻴﻤﺎرﻳﻬﺎی ﺥﺎصﮐﻮهﺴﺘﺎن در اﻓﺮاد دﻳﺎﺑﺘﻴﮏ وﺟﻮد دارد. اﮔﺮﭼﻪدر ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺗﯽ ﮐﻪﺗﺎ ﺳﻘﻒ ارﺗﻔﺎع ۵٨٠٠ ﻣﺘﺮ ﺷﺎﻣﻞ ﻣﯽ ﺷﻮدﺗﻔﺎوت ﭼﻨﺪاﻧﯽ در ﺑﺮوز اﻳﻦ ﺑﻴﻤﺎرﻳﻬﺎ ﺑﻴﻦ اﻓﺮاددﻳﺎﺑﺘﻴﮏ و اﻓﺮاد ﺳﺎﻟﻢ وﺟﻮد ﻧﺪاﺷﺘﻪاﺳﺖ. ( ۴ و ۵ ) ﻣﻄﻠﺐ ﻣﻬﻢاﻳﻨﮑﻪ هﻴﭻ ﻣﻮردی از HAPE وHACB در ﺑﻴﻤﺎران دﻳﺎﺑﺘﯽ ﮐﻪدر اﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﺷﺮﮐﺖ داﺷﺘﻪاﻧﺪدﻳﺪﻩ ﻧﺸﺪﻩ اﺳﺖ.

ﻣﻄﻠﺒﯽ ﮐﻪدر اﻳﻦ ﻣﻴﺎن ﻗﺎﺑﻞ ذﮐﺮ اﺳﺖ اﺳﺘﻔﺎدﻩ از داروی اﺳﺘﺎزوﻻﻣﺎﻳﺪاﺳﺖ ﮐﻪدر ﭘﻴﺸﮕﻴﺮی و درﻣﺎن اوﻟﻴﻪﺑﻴﻤﺎرﻳﻬﺎی ﮐﻮهﺴﺘﺎن ﻧﻘﺶ دارداﻳﻦ دارو ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺥﻮد ﺳﺒﺐ اﺳﻴﺪوز ﻣﻼﻳﻢﮔﺮددﮐﻪدر ﺥﻮدﺑﻴﻤﺎران دﻳﺎﺑﺘﯽ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻋﺎرﺿﻪای از ﻋﺪمﮐﻨﺘﺮل ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻗﻨﺪدﻳﺪﻩﻣﯽ ﺷﻮد. ﺑﺮ اﺳﺎس ﻧﻈﺮﻳﻪﺑﺮﺥﯽ از اﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت اﺳﺘﻔﺎدﻩ از اﻳﻦ دارو در ﺑﻴﻤﺎراﻧﯽ ﮐﻪدر ﻣﻌﺮضﺥﻄﺮ ﮐﺘﻮاﺳﻴﺪوز هﺴﺘﻨﺪﻣﻤﻨﻮع ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪاﻟﺒﺘﻪدر ﺑﻌﻀﯽ از ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت دﻳﮕﺮ اﻳﻦ دارو ﺑﺪون هﻴﭻ ﻋﺎرﺿﻪای اﺳﺘﻔﺎدﻩ ﮔﺮدﻳﺪﻩ اﺳﺖ( ۶ و ٨ و ١٠ ) . در ﻣﻮرد HARH ﻗﺎﺑﻞ ذﮐﺮ اﺳﺖ در ارﺗﻔﺎع زﻳﺮ ۵٠٠٠ ﻣﺘﺮ ﻣﻴﺰان ﺁن ﺗﺎ ﺣﺪود ۴ درﺻﺪﮔﺰارش ﺷﺪﻩ اﺳﺖ در ﺣﺎﻟﻴﮑﻪدر ارﺗﻔﺎﻋﺎت ﺥﻴﻠﯽ ﺑﺎﻻ ( ﺑﺎﻻﺗﺮ از ٧۵٠٠ ﻣﺘﺮ) ﻣﻴﺰان ﺁن ﺗﺎ ٩١ درﺻﺪﻧﻴﺰ ﮔﺰارش ﺷﺪﻩ اﺳﺖ (١و٢و١۵ ).٣٢

خوﺷﺒﺨﺘﺎﻧﻪ در هﻴﭻ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺗﯽ ﮐﻪﺑﺮ روی اﻓﺮاددﻳﺎﺑﺘﻴﮏ اﻧﺠﺎم ﺷﺪﻩ اﺳﺖ، ﺗﺎ ﺳﻘﻒ ارﺗﻔﺎع ٨٢٠٠ ﻣﺘﺮ ، اﻓﺰاﻳﺶ ﻣﻴﺰان ﺥﻮﻧﺮﻳﺰی ﺷﺒﮑﻴﻪدﻳﺪﻩ ﻧﺸﺪﻩ اﺳﺖ.

اﻟﺒﺘﻪ هیچگونه ﻣﻄﺎﻟﻌﻪای اﺛﺮات دراز ﻣﺪت اﻳﻦ ﺥﻮﻧﺮﻳﺰﻳﻬﺎی ﻧﺎﺷﯽ از ارﺗﻔﺎع رادر ﺳﻴﺮ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﻣﺪت ﺑﻴﻤﺎران دﻳﺎﺑﺘﯽ ﺑﺮرﺳﯽ ﻧﮑﺮدﻩ اﺳﺖ. در ﻣﺠﻤﻮع ﭘﻴﺸﻨﻬﺎد ﺷﺪﻩ اﺳﺖ ﮐﻪ ﭼﻨﺎﻧﭽﻪﺑﻴﻤﺎران دﻳﺎﺑﺘﯽ رﺗﻴﻨﻮﭘﺎﺗﯽ ﻓﻌﺎﻟﯽ دارﻧﺪﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ در ﻣﻌﺮض اﻓﺰاﻳﺶ ﺥﻄﺮ HARH و ﻳﺎ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺑﻴﻤﺎرﻳﺸﺎن ﺑﺎﺷﻨﺪ و ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ ﺑﺎدر ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ اﻳﻦ رﻳﺴﮏ ﺑﻪارﺗﻔﺎﻋﺎت ﺳﻔﺮ ﮐﻨﻨﺪ و ﺣﺘﻤﺎً ﻗﺒﻞ از ﺁن ﻣﻌﺎﻳﻨﻪﮐﺎﻣﻠﯽ از ﺷﺒﮑﻴﻪ خود داﺷﺘﻪﺑﺎﺷﻨﺪ.

در ﻣﻮرد ﺑﺮوز ﺑﻴﻤﺎرﻳﻬﺎی ارﺗﻔﺎع در ﺑﻴﻤﺎران دﻳﺎﺑﺘﯽ ﺑﺎ ﺳﺎﻳﺮ ﻋﻮارضﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ دﻳﺎﺑﺖ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﭼﻨﺪاﻧﯽ اﻧﺠﺎمﻧﺸﺪﻩ اﺳﺖ و ﭼﻮن اﻓﺮاددﻳﺎﺑﺘﯽ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ داروهﺎی زﻳﺎدی ﺑﻪ خاطر ﻋﻮارض دﻳﺎﺑﺖ خود ﻣﺼﺮف ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ ﻻزماﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﺘﻤﺎًدر ﻣﻮرد وﺿﻌﻴﺖ خود ﻣﺸﻮرت ﭘﺰﺷﮑﯽ داﺷﺘﻪﺑﺎﺷﻨﺪدر ﻗﺴﻤﺘﻬﺎی دﻳﮕﺮ راﺟﻊ ﺑﻪاﻳﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﺑﺤﺚ ﺑﻴﺸﺘﺮی ﻣﯽ ﺷﻮد
ادامه نوشته

ازحویق تا  روستای تفیه وحور

این برنامه سنگین در یک هوای زیبای بهاری به سرپرستی آقای پناه علی شیرزاد طبق برنامه ساعت ۸ صبح روز جمعه مورخه ۲۰/۰۲/۱۳۹۲ از فتح اله محله حویق شروع شد پس از پیمودن جاده خاکی کنار گذر رودخانه  به زمرد محله رسیدیم و صبحانه را در  آبشار معروف زمرد (حویق ) نیم ساعتی مهمان طبیعت بودیم . ازمسیر پاکوب  بالای آبشار به منطقه ییلاقی کوهسان  رسیدیم  بطوریکه با گذشتن از مناطق ییلاقی بسیار زیبای  وشه ره علیا و سفلی  و گردنه  هاجچا به منطقه برزبر می رسیم  و با انتخاب جاده سمت چپی که اندکی سرازیری داشت و بقیه آن از دامنه کوهها  مشرف بر منطقه ییلاقی تفیه می گذشت به انتهای مسیر که روستاهای تفیه و حور  بود رسیدیم .

 

 

 

 

 اینجانب احمد سبحانی مجد وظیفه خود می دانم به عنوان سرپرست گروه کوهنوردی ویلکیج اردبیل از تک تک دوستان و اعضای گروه  که با حظور گرمشان  باعث رونق و دلگرمی برنامه های ما شده و می شوند کمال تشکر و قدردانی را داشته باشم و  آرزوی طول عمر با برکت  برای همه این عزیزان داشته باشم

آشنائي بامسائل حقوقي وقضائي در كوهنوردي

   بسم الله الرحمن الرحيم

                                       مباحث حقوقی در كوهنوردي

 


توضيح: در اين سلسله‌ مطالب، برنامه‌های كوه نوردی با ساير ورزش‌های مرتبط مثل كوه پيمايی و ديواره ‌نوردی و سنگ نوردی و غيره تحت عنوان كلی كوه‌نوردی اسم برده مي‌شوند مگر مواردی كه بحث خاصی راجع به يكی از اين رشته‌ها باز شود.

بحث اول - روابط حقوقی افراد شركت ‌كننده در يك برنامه

اعضاي يك تيم دو نفره در برنامه‌ای با هدف صعود زمستانی از جبهه شمالی به قله دماوند، پس از رسيدن به پناهگاه اول، متوجه می‌شوند كه آذوقه اصلی برنامه را در وسيله نقليه جا گذاشته‌اند و عملا هيچ غذای كافی برای ادامه برنامه ندارند. اين دو نفر نسبت به ادامه دادن يا ادامه ندادن برنامه دو عقيده متفاوت ارايه مي‌دهند.

اولی نظر مي‌دهد كه به راه خود ادامه بدهند و استدلال می‌كند كه چون وقت، انرژی و هزينه زيادی صرف اجرای اين برنامه كرده‌اند و از طرفی پس از تمرينات زياد، در آمادگی كامل بدنی و فنی هستند، می‌توانند صعود سرعتی انجام داده و با توجه به اين كه پيش‌بينی هوای خوب هم دارند تا روز بعد به قله برسند و در قله از افراد ديگر آذوقه بگيرند. پس دليلی ندارد كه برنامه را ادامه ندهند.

نفر دوم برخلاف او معتقد است بايد اين احتمال بسيار بالا را هم در‌نظر گرفت كه هوا يك‌ باره به‌هم بريزد. و آن‌وقت بايد ديد كه برنامه ممكن است چند روز به‌طول بيانجامد. اگر قرار باشد برنامه حداقل دو روز بيشتر به‌ طول بيانجامد سر كردن در شرايط سخت، بدون مواد غذايی كافی خطرناك خواهد بود چون ضريب اشتباه را بالا مي‌برد. و در نهايت نتيجه‌گيری مي‌كند كه اگر خرج و هزينه و صرف انرژی به اجرای خوب يك برنامه بيانجامد قابل قبول است نه به اجرای پر‌خطر و يا منتهی به فاجعه.

در اين ‌جا هر دو نفر خود را محق مي‌دانند كه بر اساس استدلال خود تصميم بگيرند. و اين تصميم‌گيری يك ‌طرفه منجر به جدايی آنها در يك مرحله بسيار سخت خواهد شد. جدايی ضريب خطر را دو‌چندان خواهد كرد.

 چه بايد كرد؟

به نظرشان مي‌رسد كه قرعه‌كشي كنند. باز هم خطر‌ساز است به يك دليل عمده. فردی كه بنا به قيد قرعه از حق تصميم‌گيری خود می‌گذرد حاضر به پذيرفتن عقلی و ذهنی و احساسی پيشنهاد هم‌نورد خود نخواهد بود. اگر پيشنهاد اول اجرا شود هم‌نورد مخالف در اثر عدم اعتقاد به ادامه راه و در اثر عدم اعتماد به‌ نفس كافی، موجبات شكست برنامه را فراهم خواهد كرد. اگر پيشنهاد نفر دوم اجرايی شود او همواره مورد سرزنش دوست خود قرار خواهد گرفت كه مانع اجرای هدف برنامه‌شان شده است.

وقتی به عنوان يك فرد ناظر آشنا به حقوق و آشنا به مقررات كوه‌نوردی به وضعيت اين دو فرد نگاه كنيم به يك نتيجه مسلم مي‌رسيم آن هم اين است كه شكل رابطه آنها نسبت به هم تعريف نشده است. آنها در يك شرايط برابر، اما با روحيه‌ای كاملا متفاوت، هيچ تدبيری برای تبيين شكل رابطه ی خود در اين برنامه سنگين نيانديشيده‌اند. يعنی برخلاف اصول شناخته شده، آموخته شده و پذيرفته شده كوه‌نوردی از تعريف اين رابطه خودداری كرده‌اند. پس از دو منظر تجربه‌های شخصی و مقررات ورزشی دچار خطا هستند.

اين خطای ورزشی در زمين بازی اتفاق نيافتاده، بلكه در قلب طبيعت بوده كه در حين بخشندگی، به راحتی از اشتباهات افراد نمی‌گذرد و گاه سخت مجازات مي‌كند. خطا اين است:

اين دو نفر، سرپرست برنامه را تعيين نكرده‌اند.

برخلاف آن ‌چه در اذهان عمومی جاي گرفته است، مقولات حقوقی از حق افراد نسبت به ديگران و نسبت به جامعه پيرامون بحث مي‌كند و نه از تكليف آنها نسبت به هم. اين زاويه‌ی نگاه به ما می‌آموزد كه در يك جامعه هر چند كوچك چه حقوقی نسبت به همراهان خود داريم و چگونه می‌توانيم از اين حقوق خود دفاع كنيم و در نتيجه به ما كمك مي‌كند كه حد و مرز‌های قانونی رفتار خود را بشناسيم.

در مثالی كه آورديم مي‌بينيم چنانچه شكل رابطه و مسئوليت افراد تعيين می‌شد مسلما حقوقی كه ناشی از اين تعيين صلاحيت ايجاد می‌شد مانع از آن بود كه هم‌نوردی كه اين صلاحيت را قبلا پذيرفته نظر شخصی خود را به عنوان يك نظر لازم‌الاجرا ارايه دهد. او فقط مي‌توانست نقش يك مشاور را ايفا كند اما در نهايت حق تصميم‌گيری با سرپرست بود. فرد با همين پيشينه ذهنی به اين حق احترام می‌گذاشت و با روحيه‌ای كه ناشی از همين احترام به حق سرپرست بود تن به تصميمات او می‌سپرد.

در اين‌جا بايد گفت كه همين موضوع مي‌تواند در تعيين مسئوليت‌هاي ديگر هم مطرح باشد

مسئوليت كيفری ناشی از حوادث ورزشی(کوه نوردی)

«در صفحه زندگی تماشاچی محض وجود ندارد.» - فرانسيس بيكن

در مطلب گذشته با ذكر يك مثال، لزوم تعيين مسئوليت افراد در يك برنامه كوه‌نوردی را به بحث گذاشتيم.

حال با توجه به آن مثال، اين سوال پيش می‌آيد كه اگر يك فرد در آن مسئوليت و يا در مسئوليت‌های ديگری از قبيل راهنمايی تيم يا تهيه تداركات برنامه، تصميم اشتباهی اتخاذ كند يا عمل اشتباهی مرتكب شود و عامل بروز يك حادثه منجر به صدمات جانی باشد چه مسئوليتی از لحاظ قانونی متوجه او مي‌شود؟

قبل از وارد شدن به بحث، لازم می‌دانم يادآوری كنم كه اصولا وقتی از مسئوليت‌ها صحبت می‌كنيم و به‌ويژه مسئوليت‌های كيفری، ممكن است اين مقوله موجب ترسیدن افراد از قبول مسئوليت‌ در تيم گردد در حالی ‌كه بايد يادآوری كنيم كه در انجام كارهايی مثل رانندگی هم هر آن احتمال بروز حادثه و در‌نتيجه ايجاد مسئوليت كيفری وجود دارد و اين امر مانع از رغبت افراد به انجام آن كارها نمی شود. بر‌عكس آگاهی از قوانين به ما اعتماد به‌ نفس بيشتری برای حركت می‌دهد.

و اصولا ما دوست داريم و نيازمند آن هستيم كه بدانيم با قبول يك سمت در يك برنامه كوه‌نوردی، دامنه مسئوليت ما تا كجا كشيده مي‌شود؟

اما برای رسيدن به پاسخ اين سوال قادر به ارايه يك جواب كلی و قطعی نيستيم. چرا كه بررسی مسئوليت كيفری افراد در يك حادثه نياز به بررسی ميزان تاثير او در شكل‌گيری آن حادثه دارد.

طبق قانون مجازات اسلامی خسارات ناشی از يك حادثه ورزشی جرم محسوب نمی‌شود به شرط اين ‌كه اين حادثه ناشی از تخلف از مقررات آن ورزش نباشد. (بند سوم ماده 59)

در اين‌جا يك مساله مهم مطرح می‌شود. اين كه چگونه می‌توانيم عملكرد يك عضو تيم را خارج از مقررات ورزش كوه‌نوردی تلقی كنيم در حالی‌كه در اين ورزش نسبت به ورزش‌های ديگر كمتر امكان تدوين مقررات معين و خاص وجود دارد.

براي حل اين مساله ابتدا حوادث كوه‌نوردی را به دو گروه عمده تقسيم مي‌كنيم:

1- حوادثی كه با دخالت مستقيم يك فرد در لحظه وقوع آن حادثه، اتفاق افتاده باشد. به‌نحوی كه اگر آن فرد آن عمل را به‌طور مستقيم و در آن لحظه مرتكب نمی‌شد آن حادثه نيز به وقوع نمی پيوست.

اين دسته از حوادث از لحاظ ميزان مسئوليت افراد در ارتكاب عمل، خود به دو گروه تقسيم می‌شوند:

  • الف- حوادثی كه با دخالت مستقيم فرد در لحظه حادثه و در اثر قصور و تخلف او از مقررات ورزشی به وقوع پيوسته‌اند.
  • ب- حوادثی كه با دخالت مستقيم فرد در لحظه حادثه و بدون قصور و تخلف او از مقررات ورزشی به وقوع پيوسته‌اند.

به عنوان مثال يك نفر حمايت ‌كننده با بی ‌دقتی خود موجب سقوط نفر صعود ‌كننده خود می‌شود. يعني سقوط نفر ارتباط مستقيم با عمل حمايت ‌كننده دارد.

از آن‌جايی كه وی با تخطی از مقررات ورزش كوه‌نوردی كه دقت در حمايت و رعايت اصول آن است و به‌طور مستقيم موجب حادثه شده، مجرم شناخته مي‌شود.

در مقابل اگر حمايت ‌كننده در اثر سقوط سنگ يا هر عامل بيرونی ديگر، حمايت را بدون اراده خود رها كند به علت بی‌ تقصيری در وقوع حادثه، مسئوليتی هم متوجه او نيست.

با اندك بررسی حوادثی كه ناشی از عملكرد مستقيم افراد در لحظه وقوع حادثه است پی مي‌بريم كه در اكثر آنها قصور از مقررات ورزشی موجب حادثه مي‌شود.

2-حوادثی كه با دخالت غير‌مستقيم يك فرد اتفاق افتاده باشد.

اين دسته از حوادث نيز مثل دسته اول خود به دو گروه تقسيم مي‌شوند:

  • الف- حوادثی كه با دخالت غير‌مستقيم يك فرد و در اثر تخلف او از مقررات اتفاق افتاده باشد.
  • ب- حوادثی كه با دخالت غير‌مستقيم يك فرد و بدون تخلف او از مقررات اتفاق افتاده باشد.

به عنوان مثال، راهنمای يك تيم، مسير مشكلی را برای حركت انتخاب كند كه در حد توان نفرات آن تيم نباشد و موجب سقوط و حادثه‌ديدگی آنها گردد. اين تصميم راهنما در انتخاب مسير، هر‌چند عامل مستقيم در لحظه سقوط افراد تيم نيست اما به علت ارتباط سببيتی كه با حادثه دارد و به علت تاثير آن در وقوع حادثه، مورد بررسی قرار گرفته و با احراز اين امر كه راهنما از مقررات ورزش كوه‌نوردی در رابطه با مسئوليت محوله تخطی كرده مجرم شناخته مي‌شود.

اما در حوادثی كه با دخالت غير‌مستقيم يك فرد و بدون قصور او اتفاق افتاده باشد مسئوليتی متوجه آن فرد نخواهد بود.

يعني در مثال بالا، اگر راهنما، تيم را از مسيری عبور دهد كه نسبت به توان ضعيف‌ ترين عضو گروه راحت و قابل عبور باشد، اما فردی از افراد تيم در اثر سهل‌انگاری خودش، سقوط كند مسئوليتی متوجه راهنما نخواهد بود.

لازم به يادآوری است كه چون در اين نوع از حوادث، رابطه مستقيمی بين فرد و آن حادثه در لحظه وقوع آنها وجود ندارد نسبت دادن مسئوليت به او و اثبات تقصير به بررسی بيشتری نيازمند است.

برای نمونه، در مثالی كه زده شد حادثه‌ديدگان يا بازماندگان آنها، بايد ثابت كنند كه مسير به‌قدری صعب‌العبور بوده كه موجب سقوط شود يا نفر يا نفرات تيم به نحو آشكاری ضعيف بوده‌اند و راهنما علم كافی به اين ضعف آشكار آنها داشته و می‌دانسته كه عليرغم قابل عبور بودن مسير، آنها توان كافی براي صعود آن را ندارند. اگر آنها نتوانند چنين موضوعی را اثبات كنند نمی‌توان تقصير را متوجه راهنما - كه در اين حادثه دخالت غير ‌مستقيمی هم دارد، كرد.

شايد بتوان گفت كه در سال‌های اخير اكثر اتهاماتی كه به افراد پس از حوادث كوه‌نوردی وارد شده، در اين دسته اخير يعنی دخالت غير‌مستقيم قابل تقسيم‌بند هستند. از اين لحاظ می‌بينیم اثبات مجرميت يا برائت آنها از اتهام وارده امری بسيار پيچيده بوده است.

به همين دليل از اين شماره به بعد سعی خواهيم كرد كه راجع به اين‌گونه از حوادث و عاملان آنها بيشتر بحث كنيم.

و هم‌چنين، مقوله حد و حدود مسئوليت كيفری و ميزان مجازات افراد خاطی در يك حادثه ورزشی، بحثی است كه در آینده مورد بررسی قرار خواهيم داد.

 نگاهی به مسئولیت ناشی از حوادث ورزشی در کوه

همان‌طور که خوب می‌دانیم کوه‌نوردی همواره، به عنوان یک ورزش گروهی مورد توجه قرار گرفته و شکل اجرایی آن نیز به نوعی با شکل اجرایی عملیات جنگی مشابهت داشته است.

حال هرچند این دیدگاه کاملا عوض شده و کوه‌نورد برای همزیستی با طبیعت است که دل به کوه می‌سپارد و شاید بتوان گفت که عاشقانه به سمت آن کشیده می‌شود، اما هنوز این ورزش شکل گروهی خود را حفظ کرده و از طرفی گروه‌ها و باشگاه‌ها به شکل گسترده‌ای فعالیت دارند و حتا تعداد آنها افزایش یافته است و حال می‌بینیم تورهای طبیعت‌گردی نیز وارد این حوزه شده و افراد علاقمند را به محیط کوهستان هدایت می‌کنند.

بنابر این در حال حاضر مسئولیت و عملکرد حقوقی این تشکل‌ها مورد توجه قرار دارد.

برای وارد شدن به این بحث ابتدا یادآوری این نکته ضروری می‌نماید که هر گروه، باشگاه یا تور طبیعت‌گردی پس از ثبت قانونی، شخصیت حقوقی پیدا می‌کند و مثل یک موجود انسانی، مسئولیت حقوقی بر آن مترتب می‌شود.

به این لحاظ هر جا بحث یک گروه یا باشگاه و هر شخصیت حقوقی دیگری در رابطه با ورزش کوه‌نوردی مطرح می‌شود ما با یک کلیت مسئول روبه‌رو هستیم که باید پاسخگوی اعمال خود باشد.

مسئولیت این اشخاص حقوقی در مقابل فعالیت‌هایشان در دو حوزه قابل بررسی است:

 مسئولیت درون‌گروهی

الف- مسئولیت درون‌گروهی

این مسئولیت معطوف به رعایت اساسنامه و آیین‌نامه‌های داخلی و اجرای تصمیمات مجامع عمومی یک تشکل است.

متاسفانه در اغلب موارد مشاهده می‌شود که نه تنها اعضای یک گروه و باشگاه در مطالعه اساسنامه و آیین‌نامه‌های داخلی و توجه به تصمیمات مجامع عمومی سهل‌انگاری می‌کنند، بلکه حتی گاه اعضای هیات‌مدیره نیز بدون توجه به مفاد قوانین داخلی و فقط بنا به خواسته‌های شخصی و نظرات فردی خود عمل می‌کنند و در‌نتیجه در‌صورت رسیدگی به نحوه عملکرد حقوقی آنها که برای تعیین حدود مسئولیت افراد در مقابل حوادث ایجاد شده لازم به‌نظر می‌رسد، قادر به دفاع از خود نیستند.

اعضای هیات‌مدیره، فعالیت‌های اجرایی و تشکیلاتی یک تشکل را در محدوده وظایفی که اساسنامه و آیین‌نامه داخلی و مجامع عمومی به عهده آنها گذاشته مدیریت می‌کنند و به رعایت صحیح اساسنامه، آیین‌نامه و تصمیمات مجامع عمومی و نیز فعالیت اعضا نظارت دارند.

در این‌جا به‌طور خلاصه، به شرح این مقررات که تعیین‌کننده وظایف و مسئولیت اعضای یک تشکل هستند و ضمانت‌های اجرایی آنها، می‌پردازیم:


شرح مقررات داخلی

 1- اساسنامه و آیین‌نامه‌های داخلی

اصولا در اساسنامه‌ها، ارکان تشکل، نحوه عضوگیری و وظایف اعضا، نحوه انتخاب اعضای هیات مدیره و تعیین وظایف آنها، چگونگی تشکیل مجامع عمومی، تامین منابع مالی و نحوه انحلال یک گروه و تشکل تبیین می‌شود.

آیین‌نامه‌ها، جزییات اجرایی را تعیین می‌کنند و علاوه بر رعایت مفاد اساسنامه، رعایت این جزییات نیز جزء مسئولیت‌های اعضا و هیات‌مدیره است.

در این‌جا می‌توان به این نتیجه رسید که مطالعه دقیق اساسنامه و آیین‌نامه‌های داخلی یک گروه و باشگاه توسط اعضا، تا چه حد حائز اهمیت است و عملا نقش اساسی را در تعیین مسئولیت افراد و اعضا به عهده دارد.

 2- مجامع عمومی

اتخاذ تصمیمات بسیار مهم یک تشکل به عهده مجامع عمومی است که به دو شکل عادی و فوق‌العاده تشکیل می‌شود.

مجمع عمومی فوق‌العاده نسبت به امور حیاتی تشکل، از قبیل تغییر اساسنامه یا تغییر سرمایه و یا انحلال آن تصمیم می‌گیرد.

مجمع عمومی عادی جهت انتخاب اعضای هیات مدیره و تصویب بیلان مالی و نقد و بررسی عملکرد یک گروه و باشگاه به‌طور سالانه تشکیل می‌شود.

3- تصمیمات هیات‌مدیره

تصمیمات هیات‌مدیره در امور جاری گروه جزء مقررات آن محسوب می‌شود اما باید توجه داشت که برای الزام افراد به اجرای این تصمیمات یک شرط لازم وجود دارد:

این‌که این تصمیمات در حوزه اختیارات هیات‌مدیره باشد به عنوان مثال هیات‌مدیره حق تصمیم‌گیری راجع به اخراج یک عضو رسمی و یا تغییر مبلغ حق عضویت اعضا را ندارد مگر این‌که این موارد به‌طور صریح طبق اساسنامه، یا آیین‌نامه و یا تصمیمات مجمع عمومی، جزء اختیارات هیات‌مدیره قرار گرفته باشد.

 ضمانت‌های اجرایی مسئولیت‌های درون‌گروهی

یک گروه و تشکل، نظارت خود را به نحوه اجرای مقررات داخلی و اساسنامه آن، از طریق هیات‌مدیره و مجمع عمومی سالیانه اعمال می‌کند.

مجمع عمومی، با توجه به گزارش هیات‌مدیره و نظرات اعضا، نسبت به امور و اهداف سالانه تشکل، تصمیم‌گیری می‌کند و مسئولیت اجرایی این تصمیمات به عهده هیات‌مدیره و یا گاه بر عهده برخی از اعضا گذاشته می‌شود.

هیات‌مدیره و عضو مسئول، موظف به اجرای تصمیمات مجمع عمومی و ارایه گزارش کامل نسبت به نحوه اجرای آن به مجمع عمومی بعدی است. هیات مدیره می‌تواند در‌صورت اهمیت موضوع و نیاز به اتخاذ تصمیم فوری، اعضا را برای تشکیل مجمع عمومی عادی به‌طور فوق‌العاده دعوت کند.

حال این سوال مطرح می‌شود که: اهرم‌های اجرایی این گروه و تشکل در‌مقابل تخلفات احتمالی اعضای هیات‌مدیره و اعضای مسئول چیست؟

اگر اعضا خارج از اختیارات خود تصمیمی بگیرند و خارج از چارچوب مقررات عمل کنند چگونه با ٱنها برخورد می‌شود؟

در پاسخ باید گفت مقررات انتظامی گروه و باشگاه که طبق اساسنامه و آیین‌نامه تبیین شده نشان می‌دهد که در چه مواردی می‌توان اعضای متخلف را با درجات مختلف از قبیل اخطار شفاهی، اخطار با درج در پرونده، اخراج موقت و اخراج دائمی توبیخ کرد.

در این جا باید اضافه کرد که چنان‌چه در اثر عملکرد یک عضو، خسارت خاصی به گروه وارد شود که قابل پی‌گیری در مراجع قانونی باشد هیات‌مدیره گروه در‌صورت داشتن اختیارات لازم و یا با اخذ این اختیارات از مجمع عمومی می‌تواند نسبت به اخذ خسارت علیه آن عضو طرح دعوی کند.

 مسئولیت عام

این مسئولیت شامل مسئولیت‌ قانونی عضو در‌مقابل کل جامعه است و از آن جا ناشی می‌شود که وقتی فردی انجام کاری را به عهده می‌گیرد باید در انجام آن کار، کوتاهی و یا سهل‌انگاری نکند و گرنه مسئول خسارات ناشی از سهل‌انگاری خود خواهد بود.

هرچند حدود مسئولیت فرد خاطی و ماهیت تخلف و تقصیر او بر‌طبق مقررات داخلی گروه و باشگاه تعریف می‌شود اما دامنه این مسئولیت فراتر رفته و او را در مقابل تمامی اشخاصی که به نوعی با عملکرد او مرتبط باشند مسئول و پاسخگو می‌گرداند.

به عنوان مثال، اگر طبق آیین‌نامه گروه، شرط عضویت رسمی اعضا گذراندن دوره‌های آموزشی باشد، هیات‌مدیره موظف به اجرای این قانون است، در غیر این‌صورت، متخلف شناخته می‌شود و باید پاسخگوی عواقب ناشی از عدم رعایت مفاد آیین‌نامه داخلی باشد. این پاسخ‌گویی نه تنها در مقابل اعضای گروه، بلکه در‌مقابل کل افرادی است که ممکن است در اثر تخلف هیات‌مدیره آسیب ببینند.

و یا مثلا اگر شرط شرکت اعضای آزمایشی در یک برنامه چند روزه، گذشت حداقل دو ماه از تاریخ امضای فرم عضویت و نیز شرکت آن عضو در دو سوم برنامه‌های مخصوص اعضای آزمایشی باشد و هیات‌مدیره برخلاف این قانون عمل کند، مسئول شناخته می‌شود و باید پاسخ‌گوی تخلف خود نسبت به خسارات احتمالی باشد.

این مسئولیت به موازات مسئولیت‌هایی است که برعهده سرپرست برنامه گذاشته می‌شود. به‌نحوی که کارشناس منتخب در اظهارنظر خود می‌تواند به تاثیر تخلف هیات‌مدیره در وقوع حادثه توجه کند.

با یک مثال دیگر موضوع را بررسی می‌کنیم. فرض کنیم یک عضو آزمایشی طبق آیین‌نامه گروه، به دلیل عدم شرکت در یک دوم برنامه‌های فصلی اعلام شده، حق شرکت در یک برنامه چند روزه را نداشته باشد.

و چون هیات‌مدیره از شرکت این فرد در برنامه جلوگیری نکرده، سرپرست نیز حضور او را در برنامه بلامانع فرض کرده باشد.

چنان‌چه این فرد به‌طور ناگهانی و در یک شرایط طبیعی که سرپرست همه پیش‌بینی‌های لازمه را انجام داده، به دلیل نداشتن استقامت کافی در اجرای برنامه طولانی‌مدت و در اثر ضعف شدید دچار مصدومیت شود، می‌توان گفت چون در این جا تخلفی صورت گرفته قسمتی از مسئولیت بر عهده هیات‌مدیره گذاشته می‌شود. اگر هیات‌مدیره تمام قوانین را رعایت می‌کرد، مسئولیت این حادثه به‌طور کامل برعهده شخص ورزش‌کار و مصدوم قرار می‌گرفت.

 

محدوده مسئولیت عام گروه و تشکل و اخذ تعهد از افراد

گاه دیده می‌شود که بدون این که تخلفی از طرف گروه و باشگاه انجام یافته باشد فقط صرف اجرای یک برنامه توسط اعضای آن، گروه و باشگاه را مورد مواخذه انتظامی قرار داده و یا تهدید به اقدام قانونی می‌کنند که باید گفت بیشتر ناشی از عدم اطلاع افراد از حدود مسئولیت گروه‌ها و باشگاه‌ها است.

با شرحی که در بالا رفت می‌توان به این نتیجه رسید که هیچ تشکلی خارج از حدود وظایف خود مسئول حوادث ورزشی نیست.

چنان‌چه هر تشکلی در حدود اختیارات خود عمل کرده و پایبند به مقررات ورزشی و مقررات داخلی خود باشد به هیچ عنوان مسئول حوادث ناشی از برنامه‌های ورزشی نخواهد بود.

بحث خاصی که در این حوزه مطرح می‌شود سلب مسئولیت است که با اخذ تعهد در ابتدای عضویت و یا قبل از شروع برنامه‌ها به عمل می‌آید و اغلب این سوال مطرح می‌شود که درصورت اخذ این تعهد آیا باز هم مسئولیتی گریبانگیر گروه و باشگاه می‌شود و یا این تعهد می‌تواند سرپرست برنامه را از مسئولیت حقوقی در مقابل حوادث بری کند.

 

پاسخ دادن به این سوال اندکی سخت به‌نظر می‌رسد. چرا که:

 

تعیین میزان مسئولیت افراد در حادثه‌ای که در اثر قصور و سهل‌انگاری آشکار یک فرد اعم از سرپرست و یا هیات‌مدیره به وقوع بپیوندد حتی با اخذ تعهد کتبی قبلی از فردی که دچار سانحه شده چندان قابل قبول به‌نظر نمی‌رسد و در اجرا نیز به چنین تعهدی توجه نمی‌شود.

این تعهد فقط زمانی قابلیت اجرا دارد که رابطه سببیت مستقیمی بین یک عمل و حادثه را نتوان اثبات کرد. درغیر این‌صورت مثل این است که راننده‌ای از سرنشینان خود تعهد بگیرد که هر حادثه رانندگی بر عهده سرنشین خواهد بود و این راننده در حالت مستی رانندگی کند و بخواهد خود را از حادثه بری دارد.

اما در هر حال اخذ چنین تعهدی برای گروه‌ها و باشگاه‌های ورزشی حائز اهمیت زیادی است و حداقل تاثیر آن می‌تواند به معنی اثبات آگاهی داوطلب و یا عضو نسبت به احتمال وقوع خطر در اجرای یک برنامه ورزشی باشد که به این وسیله او با علم و اطلاع کامل نسبت به وقوع حوادث ورزشی مسئولیت آن را شخصا می‌پذیرد.

درپايان :همنورد دربالاي كوه كسي منتظر تونيست امادرپائين كوه يك خانواده ويك.......منتظرند سالم برگردي

منبع :دانشنامه آزاد ويكي پديا

 

 

                                           

راهنمایان محلی در کوهنوردی

شاید بسیار اتفاق افتاده است که شما می خواهید برنامه ایی را برای اولین بار اجرا کنید و شروع می کنید به جمع آوری اطلاعات ، گزارش برنامه ها و در حالت پیشرفت تر تهیه فایل های جی پی اس و ....
یکی از راهکارهای جلوگیری از مشکلات احتمالی ، استفاده از راهنمایان محلی است ، می دانید که در کوه نوردی مسئولانه یکی از ذینفعال جامعه محلی است و راهنمایان محلی به جامعه محلی تعلق دارد . آسیب های ناشی از عدم استفاده از راهنمایان محلی می تواند به طرق مختلف بروز نماید ، البته باید نحوه برخورد با راهنمایان محلی نیز مطابق اصول و سنجیده شده باشد .

مطلب کوتاه زیر ورود به این مسئله است که راهنمایان محلی را به گونه ایی در برنامه های کوه نوردی مشارکت دهیم ، خوشحال می شم دوستان نیز راهکاری علمی و ثابت شده خود را با ذکر منابع ( در صورت وجود ) اعلام بفرمایند تا بتوانیم به موضوعات کوهنوردی مسئولانه بیشتر اهمیت دهیم .

قدم نهادن در مناطقی که تاکنون در آن منطقه فعالیت گروهی صورت نگرفته است همیشه خالی ازخطر نبوده و برنامه ریزی دقیق و مناسبی را طلب می کند. همیشه مطالعه چند گزارش ویا مشاهده چندین عکس از منطقه و بررسی نقشه ها برای ورود به یک منطقه کافی نمی باشد. استفاده از راهنمایان محلی بهترین گزینه برای انجام یک برنامه در منطقه ای ناشناخته است. راهنمایان محلی علاوه بر اینکه مسیر مناسب دسترسی را به خوبی می دانند حضورشان در تیم می تواند اطلاعات مفیدی از منطقه در اختیار گروه قرار دهد. عدم بکارگیری چنین راهنمایانی می تواند موجب بروز مشکلاتی برای تیم گردد لذا توصیه می شود در مسیرهای ناشناخته در صورت وجود راهنما درآن منطقه حتما از حضور چنین افرادی نهایت را برد.

به عنوان مثال یک راهنمای محلی می تواند موارد ذیل را در اختیار گروه قرار دهد :

· اطلاعاتی در خصوص پوشش گیاهی منطقه و معرفی گیاهان دارویی.

· اطلاعاتی در خصوص اخلاق، رفتار، گویش و پوشش مردم منطقه.

· اطلاعاتی در خصوص جانپناه های طبیعی منطقه.

· اطلاعاتی در خصوص گونه های جانوری منطقه.

· اطلاعاتی در خصوص آب و هوای غالب بر منطقه.

· اطلاعاتی در خصوص مناسب ترین مسیر دسترسی.

· اطلاعاتی در خصوص کوتاه ترین مسیر دسترسی.

برگرفته شده از :www.neshate-koohestan.10r.ir  پرویز ستوده شایق

از کوهنوردی تا راهبری

این امر به یك کوهنورد باتجربه فرصت می‌دهد كه آموخته‌های چندین ساله‌ی خود را به دیگران منتقل سازد: چگونه با آهنگ معین حركت كنند، چطور مسیر را بخوانند، راه را انتخاب نمایند و چگونه با انواع مشكلات رو در رو شوند. سرپرست می‌تواند عامل موفقیت یك گروه باشد و این برای وی عمیقاً راضی‌كننده است. ممكن است شما هرگز علاقه‌ای به پذیرش این نقش نداشته باشید ولی به تدریج كه تجربه كسب می‌كنید،‌ در می‌یابید كه راهبری و هدایت دیگران برایتان امری اجتناب ناپذیر می‌شود. هر گروهی،‌ به‌ویژه در شرایط بحرانی، از اعضای كهنه كار خود راهنمایی می خواهد. پس شما ناچارید پیشاپیش درباره‌ی این موضوع بیندیشید كه اگر ناگهان مسئولیتی به گردنتان افتاد، چه باید بكنید. اگر می خواهید راهبر توانمندی شوید باید با سرپرست‌های توانا همكاری نمایید. آن‌ها را مطالعه كنید؛ ببینید چگونه یك صعود را سازماندهی می‌کنند، تصمیم می‌گیرند و اعضای گروه را اداره می نمایند. ضمن كمك به این گونه سرپرست‌ها، می‌توانید در برخی از فعالیت‌هایشان سهیم شوید. راهبران كهنه‌كار، پیش از دیگران، به مراحل كار فكر می‌کنند،‌ مشكلاتی را كه ممكن است پیش آید در نظر می‌گیرند و برای آن‌ها راه حل می یابند. این‌گونه تمرین ذهنی،‌ آموزش بسیار خوبی برای راهبران آینده است. باید عادت كنید كه به كل برنامه و همه‌ی اعضای گروه بیندیشید. این نخستین گام برای راهبرانه اندیشیدن است. فراموش نكنیم كه مطالعه‌ی رفتار سرپرست‌های توانا، نباید منجر به تقلید تمامی حركات آن‌ها شود. اعضای گروه باید باور كنند كه سرپرست، سبك و سیاقی دارد كه از آن خود اوست. راهبری همیشه كار آسانی نیست، اما باید كاملاً طبیعی باشد. اگر فردی درون‌گرا هستید، به خودتان فشار نیاورید تا برون‌گرا جلوه كنید. هر كسی كه مهارت‌های فنی، اعتماد به نفس و علاقه‌ی لازم به ایمنی گروه را دارد، می‌تواند یك راهبر موفق باشد. صعودی كه در آن، شخص برای نخستین بار مسئولیت سرپرستی را به عهده می‌گیرد، باید كاملاً در محدوده‌ی توانایی‌های وی باشد. حضور یك سرپرست باتجربه در گروه برای كمك فكری در شرایط بحرانی، اقدام سودمندی است. سرپرست تازه كار باید زمان بیشتری برای سازماندهی صعود صرف كند و از افراد باتجربه‌ی گروه، اطلاعات ضروری بیشتری دریافت نماید. وی باید حتماً كارها را میان اعضا تقسیم كند تا بتواند از مهارت‌های آنان بهره بگیرد. به این حقیقت كه تجربه‌ای در زمینه‌ی راهبری ندارید، دامن نزنید؛ زیرا تنها نتیجه‌ی آن كاهش اعتماد اعضای گروه به شماست.

هر کوهنورد یك سرپرست:

هر یك از اعضای گروه باید برای انجام یك وظیفه‌ی مشترک تلاش كند: ایجاد انسجام، یكپارچگی و حس همكاری در گروه و پیشبرد بی‌خطر گروه به سمت هدف. به بیان دیگر همه‌ی اعضا باید در مسئولیت راهبری سهیم باشند. راهبری فردی، به معنی آگاهی و هوشیاری نسبت به گروه و چگونگی پیشرفت آن است: آیا كسی عقب مانده است؟ آیا مشكلی وجود دارد؟ آیا كسی برای پیشروی نیازمند تشویق است؟ برای كمك به گروه چه می‌توان كرد؟

هر یك از اعضا باید در فرآیند تصمیم‌گیری گروهی شركت نماید. تجارب شخصی هر کوهنورد می‌تواند برای گروه مفید باشد؛ اما اگر درباره‌ی آن حرفی نزند، پنهان خواهد ماند. یكی از كارهای مهم راهبر، ایجاد جو حمایت و پشتیبانی در گروه است. هر عضو گروه باید مطمئن باشد كه دیگران به او توجه دارند و به او كمك خواهند كرد. همواره در این كارها سهیم شوید: برپا كردن چادر، تهیه‌ی آب، حمل طناب و....

همكاری گروهی، یك پدیده‌ی نامحسوس است ولی می‌تواندگروه را قدرتمند سازد. همكاری، عامل تعیین‌كننده‌ی موفقیت یك گروه و وظیفه‌‌ی هر یك از اعضای آن است. جدا شدن اعضا از یكدیگر، موجب ضعف گروه می‌شود. آگاهی مداوم از موقعیت تك تك اعضا را تمرین كنید تا بتوانید گروه را یكپارچه نگه دارید. اگر در جلو گروه گام برمی دارید، گاه‌وبی‌گاه به پشت سرتان نگاه كنید. اگر خیلی جلو افتاده اید، بایستید تا دیگران برسند و پیش از حركت دوباره، كمی به آن‌ها استراحت دهید. در جستجوی مسیر مشاركت كنید. اگر تك تك اعضا در روند مسیریابی شركت كنند، احتمال گم شدن گروه كاهش می یابد. نقشه ها، كتاب‌های راهنما و سایر اطلاعات مربوط به منطقه صعود را مطالعه نمایید. خودتان را به كاربرد مكرر نقشه، قطب‌نما و سایر ابزار پیمایش، در طول مسیر عادت دهید تا در هر لحظه، موقعیت خود را بشناسید. در مورد میزان دانش، مهارت و آمادگی خود مسئولیت‌پذیر باشید. مطمئن شوید كه توان اجرای برنامه‌ی مورد نظر را دارید. خودتان را به‌خوبی آماده و تجهیز كنید. در مورد پیچیدگی صعود و تجهیزات ضروری از افراد با تجربه گروه كسب اطلاع كنید. در طول مسیر هر جا كار را فراتر از حد توان خود دیدید، با گروه در میان بگذارید. فكر كردن به گروه و مصالح آن، مهم‌ترین گام در روند آماده شدن برای سرپرستی است.

نتیجه:

حتی «سرپرست‌های مادرزاد» تنها از راه کسب تجربه تبدیل به یک سرپرست خوب می‌شوند. برای به دست آوردن «حس کوهستان» یعنی توانایی تشخیص خطر و دور کردن گروه از دشواری‌ها، باید زمان زیادی در کوه گذراند. در شرایط خوب و بد به کوهستان بروید و به جای یک مسیر آشنا، خود را در معرض مسیرهای متفاوت و محیط‌های متنوع قرار دهید. برای این منظور می‌توانید به گروهی از کوهنوردان ماجراجو و باتجربه بپیوندید، آن‌ها را مشاهده کنید و از آنان یاد بگیرید. هنگامی که تجربه‌ی کافی به دست آوردید و سرپرستی دیگران را آغاز کردید، باید امنیت و آسایش دیگران را در دستور کار قرار دهید و هیچ فرصتی را برای یادگیری از دست ندهید.

سرپرستی کاری دشوار است. سرپرست باید کارهای ضروری را بشناسد و اعتماد به نفس لازم برای انجام آن‌ها راداشته باشد. او باید ویژگی‌های مدیر، سیاست‌مدار، قاضی، حلال مشکلات، هواشناس و روان‌شناس را یک‌جا داشته باشد. او باید با تجربه، شکیبا، مهربان، جوانمرد، بزرگوار، خونسرد و قابل اعتماد باشد. البته در ازای همه‌ی این مسئولی‌تها و دشواری‌ها، رضایت و لذت راهبری پیروزمندانه و بی خطر گروه به سوی اهداف تعیین‌شده، تنها و تنها به سرپرست گروه تعلق دارد.

از طرح درس کارآموزی کوه پیمایی برگرفته شده از : www.neshate-koohestan.10r.ir  پرویز ستوده شایق

سازماندهی صعود

حتی ساده‌ترین برنامه‌های کوهنوردی، بخودی خود فرآیندی پیچیده هستند. برای رسیدن به نتیجه‌ی دلخواه، سرپرست باید اطلاعات مورد نیاز در مورد منطقه‌ی صعود را گرد آورد، اعضای گروه را انتخاب كند، در مورد تجهیزات ضروری و منابع تامین آن‌ها تصمیم بگیرد و برای اطمینان از وجود زمان كافی برای انجام برنامه، یك جدول زمان‌بندی با حاشیه‌ی كافی برای مسائل پیش‌بینی نشده ایجاد نماید. همچنین وضع آب‌و‌هوا و شرایط اقلیمی منطقه نیز باید كنترل شود. چك لیست پایان نوشتار می‌تواند برای این منظور سودمند باشد.

تحقیق و گرد آوری اطلاعات:

سرپرست باید برای گرد آوری اطلاعات ضروری صعود، برنامه‌ریزی نماید. كتاب‌های راهنما، نقشه‌ها و كروكی‌ها، تصاویر، گزارش برنامه‌های مشابه و اطلاعات كسب شده از بلدهای محلی یا افراد بومی منطقه می‌تواند مفید باشد. گفتگو با كسانی كه به‌تازگی مسیر مورد نظر را پیموده‌اند، اطلاعات تازه و دست اول به وی خواهد داد. ادارات گردشگری، محیط زیست، جنگل‌بانی و... می‌توانند منابع اطلاعاتی خوبی باشند. همچنین از اطلاعات موجود در تشكیلات محلی ارتش، سپاه، آتش نشانی، مراكز بهداشتی، درمانی و... باید بهره گرفت.

محدودیت‌ها یا مدارك لازم برای ورود به منطقه‌ی صعود باید مشخص گردد. قضاوت درباره‌ی میزان اعتبار اطلاعاتی كه از افراد بومی یا از منابع اینترنتی درباره‌‌ی منطقه و مسیر برنامه گردآوری شده، به عهده‌ی راهبر یا با تجربه‌ترین عضو گروه است. در صورت نیاز می‌توان یك گروه پیشرو به منظور اكتشاف و گردآوری اطلاعات درست، دقیق و تازه در مورد منطقه و مسیر مورد نظر تشكیل داد و بر پایه‌ی اطلاعات كسب شده توسط آن گروه، برای اجرای بهینه‌ی صعود برنامه‌ریزی نمود.

تجهیزات:

كسی كه راهبری گروه کوهنوردی را به عهده می‌گیرد، باید در مورد تجهیزات شخصی و همگانی مورد نیاز تصمیم‌گیری نماید. تجهیزات شخصی آن‌هایی هستند كه هر کوهنورد باید همراه داشته باشد. برخی تجهیزات شخصی (مانند كرامپون) هنگامی ارزش دارند كه همه‌ی اعضا آن‌ها را با خود داشته باشند. در این موارد كنترل و هماهنگی قبلی ضروری است. در گروه‌های بزرگ کوهنوردی، راهبر باید یك نفر را مسئول هماهنگی و كنترل تجهیزات نماید. تجهیزات همگانی میان اعضای گروه تقسیم می‌شود. چادر، چراغ خوراك‌پزی، كتری، طناب و... . از این گروه هستند. یك نفر به عنوان مسئول تجهیزات باید تعیین كند كه برای ماموریت مورد نظر كدام تجهیزات همگانی لازم است، از چه منابعی باید تأمین شود و چه كسانی باید حمل آن‌ها را به عهده بگیرند. راهبر باید نظارت و كنترل كاركرد مسئول تجهیزات را خود عهده‌دار شود. بهتر است گروه مقداری تجهیزات اضافه نیز تا محل آغاز صعود با خود بیاورد و بدین وسیله یك حاشیه ایمنی ایجاد نماید. اگر شرایط منطقه صعود دشوارتر از حد مورد انتظار باشد یا بخشی از تجهیزات به هر دلیل از دست برود، این تجهیزات اضافه به كار خواهد آمد؛ در غیر این صورت، می‌توان آن‌ها را در خودرو یا جای مناسب دیگری باقی گذاشت. اگر شما راهبر گروه هستید حتماً تجهیزات خود را دوبار كنترل كنید زیرا موجب شرمندگی است اگر سرپرست گروه یك وسیله حیاتی را جا بگذارد.

توانایی گروه:

یك گروه کوهنوردی باید قدرت كافی برای اجرای بی خطر و موفقیت‌آمیز برنامه‌ی خود داشته باشد. توانایی، به معنی قدرت گروه برای انجام كار و مقابله با مشكلات پیش‌بینی نشده‌ی ضمن آن است. قدرت گروه به تخصص و مهارت‌های فنی اعضای آن، آمادگی جسمانی آن‌ها، تعداد اعضای گروه و كمیت و كیفیت تجهیزات آن بستگی دارد. عواملی چون حس همكاری و میزان هماهنگی اعضا و همچنین كیفیت راهبری نیز بر توانایی گروه تاثیر می‌گذارد. یك گروه نیرومند کوهنوردی، از افرادی با تجربه، متخصص، مجهز و دارای آمادگی فیزیكی بالا تشیكل می‌شود. تعیین درجه‌ی قدرت (یا ضعف) یك گروه، متناسب با هدف و برنامه‌ای كه در پیش دارد صورت می‌گیرد. در یك صعود دشوار و پرچالش، حضور یك عضو غیر كارآمد می‌تواندگروه را بشدت ناتوان سازد، ولی برای صعودهای ساده‌تر، شاید حضور یكی دو کوهنورد آماده و باتجربه در گروه، برای موفقیت آن كافی باشد. به یاد داشته باشیم گروهی كه هیچ کوهنورد با تجربه‌ای ندارد، در هر شرایط و برای هر برنامه‌ای ضعیف است. با تحقیق در مورد ویژگی‌های هر صعود، می‌توان قدرت لازم برای اجرای آن را برآورد كرد.

تشكیل گروه:

ـ چه كسی باید برود؟

تك تك اعضای گروه کوهنوردی در معرض انواع چالش‌های جسمی و فنی قرار خواهند گرفت. از نظر روانی، ‌برخی کوهنوردان در صعودهایی كه نزدیك حد بالای توانایی آن‌ها است تنها با كمك و همراهی دیگران می‌توانند پیش بروند. سرپرست می‌تواند برای ارزیابی کسی كه توانایی‌های وی را به خوبی نمی شناسد، سؤالاتی از او بپرسد. در این موارد، مهم‌ترین شاخص توانایی کوهنورد، تجربه او است. كسی كه در گذشته صعودهای دشواری را انجام داده، به احتمال قوی باز هم می‌تواند چنین كاری را انجام دهد. در گروه‌های بزرگ کوهنوردی كه برای صعودهای طولانی یا دشوار اعزام می‌شوند، سرپرست می‌تواند حتی سوابق فعالیت‌های افراد را به‌صورت مکتوب درخواست و بررسی نماید ولی برای برنامه‌های معمول، شاید یك گفتگوی كوتاه برای اطمینان از توانایی فرد كافی باشد. نكته‌ی مهم این است كه گاهی کوهنوردان بی‌تجربه به‌خاطر حضور در گروه،‌ عدم آمادگی خود را پنهان می‌کنند و اطلاعات نادرست ارائه می‌دهند، كه سرپرست باید به این موضوع توجه كند. حضور افراد تازه كار در گروه، نیاز به کوهنوردان با تجربه، مشتاق و قادر به مربیگری را تشدید می‌کند. اجرای برنامه توسط این گونه گروه‌های ناهمگون، مدت بیشتری طول می‌كشد و احتمال موفقیت آن نیز كاهش می‌یابد. تجربه نشان داده كه کوهنوردان در ضمن صعود، بهترین رفتار خود را نشان می‌دهند و با آگاهی از اینكه زندگی دیگران در دست آن‌ها است به‌خوبی با یكدیگر هماهنگ می‌شوند. با وجود این، سرپرست باید به‌ویژه برای صعودهای طولانی و فرساینده، عامل سازگاری افراد را به‌خوبی در نظر بگیرد. چه بسا برنامه‌هایی كه به‌خاطر منازعات درونی، با شكست مواجه شده اند.

عدم توافق میان برخی اعضای گروه، می‌تواند احتمال موفقیت را كاهش دهد و حتی جان اعضای گروه را به خطر اندازد. پس راهبر باید از حضور هم‌زمان كسانی كه عدم علاقه‌ی آن‌ها به یكدیگر آشكار است، جلوگیری نماید؛ زیرا این‌گونه تنش‌ها در موقعیت‌های پیچیده و دشوار ضمن صعود، تشدید شده و به كشمكش آشكار بدل می‌گردد. اگر در ضمن برنامه ، بین دو نفر از اعضای گروه ناهماهنگی پدید آمد، سرپرست باید حتی‌الامكان آن‌ها را از یكدیگر دور كرده، نگذارد این ناهماهنگی به جدال رویاروی تبدیل شود. فراموش نكنیم كه عامل محدود كننده‌ی هر گروه کوهنوردی، ضعیف ترین عضو آن است.

ـ‌ چند نفر باید بروند؟

حجم گروه باید با برنامه و هدف آن متناسب باشد. راهبر باید دو عامل سرعت و قدرت گروه را در نظر بگیرد و گاهی این دو عامل، نقطه‌ی مقابل یكدیگرند. گروه کوهنوردی باید حداقل سه عضو داشته باشد، تا اگر یكی از آن‌ها آسیب دید، نفر دوم جهت درخواست كمك اعزام شود و نفر سوم برای مراقبت نزد وی بماند. اگر مسیر صعود استفاده از طناب را ایجاب می نماید (‌صخره، برف، یخ و...) بهتر است گروه حداقل در غالب دو «كُرده» وارد عمل شود (هر كرده شامل دو یا سه صعودگر است كه با یكدیگر هم طناب می‌شوند) تا اگر یك كرده دچار حادثه گردید، نفرات كُرده‌ی بعدی به كمك آن‌ها بشتابند. این‌ها اصول كلی تعیین حجم گروه‌های کوهنوردی هستند ولی ویژگی‌های هر برنامه می‌تواند ملاحظات دیگری را نیز مطرح نماید. برای برنامه‌های طولانی در مناطق دور افتاده، گروه‌های بزرگ‌تری لازم است تا از عهده‌ی انتقال لوازم و تجهیزات ضروری برآیند و ضریب ایمنی را افزایش دهند. در صعودهایی كه در مسیرهای خطرناك كوهستانی صورت می‌گیرد، بهتر است در هر كُرده فقط دو نفرصعود كنند. حداكثر حجم گروه به عواملی چون سرعت، كارایی، ملاحظات زیست محیطی و قوانین یا محدودیت‌های منطقه بستگی دارد. گروه‌های بزرگ‌تر می‌توانند لوازم و تجهیزات بیشتری حمل كنند و نیروی بیشتری برای كمك رسانی دارند ولی همیشه ایمنی بیشتری فراهم نمی‌کنند. این گونه گروه‌ها در ضمن ، بیشتر پراكنده می‌شوند و خطر ریزش سنگ یا بهمن را افزایش می‌دهند. در بسیاری از موارد، سرعت یكی از عوامل تامین ایمنی است و گروه‌های بزرگ معمولاً سرعت پایینی دارند. به عنوان یك قانون عمومی می‌توان گفت هر چه مسیر دشوارتر باشد، حجم گروه باید كوچك‌تر شود. مشكل دیگر گروه‌های بزرگ این است كه آسیب‌های بیشتری به طبیعت و محیط زیست می رسانند.

مدیریت زمان:

در محیط‌های طبیعی، انسان میهمان است نه میزبان! در هر صعودی ممكن است شرایطی پیش آید كه گروه، به‌خاطر از دست دادن روشنایی روز، هوای مناسب، تجهیزات و... مجبور به بازگشت به بارگاه خود شود. در برنامه‌های کوهنوردی، زمان را باید به دقت در نظر داشت. استفاده‌ی خوب و عاقلانه گروه از زمان، مهم‌تر از سرعت گروه است. سرپرست گروه باید پیش از آغاز صعود، یك جدول زمان‌بندی برای آن تهیه كند. وی باید برای هر بخش ازماموریت، زمان لازم را برآورد كرده و مقداری زمان ذخیره نیز برای موارد غیر منتظره در نظر گیرد. در برخی از برنامه‌ها، تقسیم گروه یا جداشدن اعضا از یكدیگر ضرورت می یابد. در این موارد راهبر باید یك «زمان بازگشت» تعیین نماید. بدین معنی كه با اعضا قرار می‌گذارد اگر تا ساعت معینی (مثلاً ساعت 6 عصر) به نتیجه نرسیدند، پیشروی را قطع كرده و به محل تعیین شده (چادر، بارگاه،آبادی یا ...) بازگردند. این امر برای تضمین امنیت اعضای گروه ضروری است. راهبر می‌تواند زمان لازم برای اجرای یك برنامه را با اطلاعاتی كه از برنامه‌های مشابه، کوهنوردان با تجربه، راهنماهای محلی و افراد بومی به دست می‌آورد تخمین بزند؛ ولی فراموش نكنیم كه این زمان تا حد زیادی توسط تركیب گروه (تعداد اعضای گروه، میزان آمادگی آن‌ها، حجم تجهیزات) و همچنین شرایط محیطی (آب‌و‌هوا، بارش و...) تعیین می‌شود. بنابراین راهبر باید اطلاعات كسب شده را باتوجه به این عوامل تعدیل نموده و یك برآورد زمانی نسبتاً دقیق برای گروه خود به دست آورد. اگر هیچ‌گونه برآوردی از زمان لازم برای انجام ماموریت ندارید، از این ارقام كه به تجربه پدید آمده‌اند استفاده كنید:

یك کوهنورد با آمادگی متوسط می‌توانددر مسیر های نسبتاً آسان و هموار، حدود پنج كیلومتر در ساعت پیشروی كند و در سر بالایی‌های فاقد درگیری فنی، سیصد متر در ساعت ار تفاع بگیرد به‌شرط آنكه كوله پشتی وی سنگین نباشد. آخرین نكته اینكه بیشتر برنامه‌های کوهنوردی نجات بیش از زمان برآورد شده طول می‌كشند، پس بهتر است سرپرست زمان بازگشت را چند ساعت بیشتر از زمان برآورد شده تعیین و به اعضا و خانواده‌ها اطلاع دهد.

خود كفایی:

گروه کوهنوردی برای انجام یك صعود، چقدر تجهیزات لازم دارد؟ سرپرست گروه چه وقت باید حس كند كه گروهش آمادگی كافی برای اجرای برنامه دارد؟ هر گروه کوهنوردی باید نیرو، تخصص و تجهیزات لازم را برای عملكرد مستقل در شرایط عادی داشته باشد. علاوه بر این، گروه باید توانایی مراقبت از خود در برابر حوادث كوچك، تغییر وضع هوا و... را دارا باشد. اما در صورت بروز سوانح بزرگ و جدی، باید با استفاده از امكانات ارتباطی موجود، از دیگران كمك خواست. به بیان دیگر، راهبر باید بین ایمنی گروه و موفقیت آن، یك توازن ظریف و منطقی برقرار نماید. گروه‌های سبك‌بار، سریع‌تر و در نتیجه موفق‌تر هستند ولی ممكن است از نظر خودكفایی (وایمنی) آسیب‌پذیر باشند. از سوی دیگر، توجه بیش از حد به خود كفایی و ایمنی گروه می‌تواند منجر به افزایش حجم وسایل و تجهیزات‌شده، سرعت و احتمال موفقیت را كاهش دهد. در یك جمله می‌توان گفت، گروه باید حداقل منابعی را كه برای ایمنی و موفقیت آن در شرایط عادی لازم است (با در نظر گرفتن یك حاشیه امنیت باریك) همراه داشته باشد. راهبر نخست باید یك نسخه از كروكی مسیر صعود، جدول زمان‌بندی آن، زمان پیش‌بینی شده برای بازگشت، زمان انتظار به‌خاطر تاخیرهای احتمالی ضمن برنامه، و سایر اطلاعات ضروری را در اختیار یك شخص مسئول قرار دهد تا در صورت عدم بازگشت گروه پس از زمان مقرر، اقدامات لازم (اطلاع رسانی به مسئولان مربوطه ، پیگیری تعیین وضعیت گروه، اعزام گروه‌های امداد و...) را آغاز نماید. كاربرد تلفن‌های ماهواره‌ای در برنامه‌های کوهنوردی، روز به روز رایج‌تر می‌شود. با این وسیله می‌توان تقریباً در هر شرایطی با پایگاه اصلی ارتباط برقرار كرد. در نتیجه اگر سانحه‌ای برای گروه رخ دهد، روند كمك‌رسانی تسریع می‌شود و اگر تاخیر به دلیل دیگری باشد از اعزام بی دلیل گروه‌های بعدی جلو گیری می‌گردد. فراموش نكنیم كه تلفن ماهواره ای، بی‌سیم و... نباید جایگزین خودكفایی گروه شوند، بلكه آن‌ها را باید به‌عنوان مكمل اقداماتی دانست كه برای تامین استقلال و خودكفایی گروه انجام می‌گیرد. هیچ گروهی نباید با آمادگی نا كافی یا تجهیزات نا مناسب عازم صعود شود یا خود را درگیر برنامه ای نماید كه فراتر از حد توانایی اعضای آن باشد. این امر می‌تواند اعضای گروه و كسانی را كه بعداً برای كمك به آن‌ها اعزام می‌شوند به خطر اندازد.

ضمن برنامه:

پیش از ترك مبدا صعود (محل آغاز پیاده روی) چند دقیقه‌ای را صرف كنترل تجهیزات و لوازم گروه كنید، و مطمئن شوید كه چیزی كم ندارید. هر کوهنورد كهنه‌كاری، شكست یك برنامه به‌خاطر جا ماندن یك وسیله‌ی ضروری را تجربه كرده است. برخی سرپرستان برای جلوگیری از فراموش كردن اقلام حیاتی، یك فهرست مكتوب تهیه می‌کنند. راهبر باید گروه را در طول برنامه، با آهنگی یكنواخت هدایت نماید. در مسیرهای طولانی، گروه نمی‌تواند تندتر از ضعیف‌ترین عضو خود پیشروی كند، زیرا وادار كردن وی به حركت سریع‌تر، منجر به واماندگی او و تاخیر بیشتر در پیشروی می‌گردد. پس آنچه بیش از سرعت اهمیت دارد، تداوم حركت یكنواخت گروه است. توقف‌های متناوب برنامه‌ریزی شده از استراحت اجباری گروه به‌دلیل خستگی یكی از اعضاء، مؤثرتر و كارآمدتر است. اعضای گروه باید با هم باشند. البته معنی با هم بودن این نیست كه هیچ فاصله‌ای بین آن‌ها پدید نیاید، بلكه در صورت لزوم تا جایی كه ارتباط میان آن‌ها قطع نشود، می‌تواننداز یكدیگر فاصله بگیرند. یكی از مزایای حركت گروهی، افزایش امنیت است. پس در گروه‌های فرو پاشیده، ایمنی افراد به خطر می‌افتد. به‌طور خود بخود، ضمن حركت، افراد نیرومند جلو می‌افتند و اعضای كندتر عقب می‌مانند. در این حالت بین كسانی‌كه احتمالاً نیاز به كمك خواهند داشت و آن‌هایی كه قادر به كمك هستند، فاصله می‌افتد. سرپرست باید با جلوگیری از دوپاره شدن گروه، از پیدایش این وضعیت خطرناك جلوگیری كند. فروپاشی گروه در مسیرهای فنی و دشوار و همچنین ضمن بازگشت از برنامه، بیشتر دیده می‌شود. همچنین جدا شدن اعضاء در گروه‌های بزرگ شایع‌تر است. به همین دلیل سرپرست در گروه‌های بزرگ نقش مهم‌تری دارد زیرا می‌تواند با رعایت نكات زیر مانع فروپاشی گروه گردد:

ـ توقف بر سر دوراهی‌ها برای اطمینان از اینكه همه‌ی اعضای گروه، راه درست را بر می‌گزینند.

ـ ایستادن و كنترل همه‌ی اعضا در نقاط خطرناك (رودخانه ها، پرتگاه‌ها و...) به منظور تضمین عبور بی‌خطر آنه.ا

ـ اطمینان از حضور همه‌ی افراد،‌ پیش از آغاز هر مرحله از پیشروی.

بهتر است یكی از اعضای آماده را به عنوان «‌عقب‌دار»‌ در انتهای گروه قرار دهیم تا مطمئن شویم كه كسی در طول راه جا نمی‌ماند. لازم نیست راهبر در ابتدای گروه باشد. در واقع بسیاری از راهبران در میانه‌ی گروه جا می‌گیرند تا همه‌ی اعضا را زیر نظر داشته باشند. البته وی باید همواره آماده باشد كه در صورت لزوم (مثلا ً تعیین مسیر درست یا نظارت بر عبور از یك منطقه دشوار) خود را به جلو گروه برساند. نقش راهبر این است كه انجام كارها را ممكن سازد، نه اینكه شخصاً آن‌ها را اجرا نماید. تقسیم كار می‌تواند برای پیشرفت گروه بسیار سودمند باشد. این امر به سرپرست امكان می‌دهد كه به جای پرداختن به مسایل جزئی، به كل برنامه و هدف آن بیندیشد. با تقسیم كار می‌توان حس مفید بودن و كار گروهی را در افراد پدید آورد و نشان داد كه تصمیم گرفتن و اجرا كردن، صرفاً به سرپرست گروه مربوط نمی‌شود. اگر یكی از اعضاء مشكلی دارد و نیازمند كمك است، باید فردی نیرومند و با تجربه را به عنوان مربی شخصی برای وی تعیین كرد. در گروه‌های بزرگ، راهبر برای خود دستیاری برمی‌‌گزیند كه به پیشرفت كار كمك كند و در صورت بروز حادثه‌ای برای وی، مسئولیت را به عهده بگیرد.

از طرح درس کارآموزی کوه پیمایی    برگرفته شده از :www.neshate-koohestan.10r.ir  پرویز ستوده شایق

حادثه در کوهستان


توضيح: در اين سلسله‌ مطالب، برنامه‌هاي كوه نوردي با ساير ورزش‌هاي مرتبط مثل كوه پيمايي و ديواره ‌نوردي و سنگ نوردي و غيره تحت عنوان كلي كوه‌نوردي اسم برده مي‌شوند مگر مواردي كه بحث خاصي راجع به يكي از اين رشته‌ها باز شود.

بحث اول - روابط حقوقي افراد شركت ‌كننده در يك برنامه

اعضاي يك تيم دو نفره در برنامه‌اي با هدف صعود زمستاني از جبهه شمالي به قله دماوند، پس از رسيدن به پناهگاه اول، متوجه مي‌شوند كه آذوقه اصلي برنامه را در وسيله نقليه جا گذاشته‌اند و عملا هيچ غذاي كافي براي ادامه برنامه ندارند. اين دو نفر نسبت به ادامه دادن يا ادامه ندادن برنامه دو عقيده متفاوت ارايه مي‌دهند.

اولي نظر مي‌دهد كه به راه خود ادامه بدهند و استدلال مي‌كند كه چون وقت، انرژي و هزينه زيادي صرف اجراي اين برنامه كرده‌اند و از طرفي پس از تمرينات زياد، در آمادگي كامل بدني و فني هستند، مي‌توانند صعود سرعتي انجام داده و با توجه به اين كه پيش‌بيني هواي خوب هم دارند تا روز بعد به قله برسند و در قله از افراد ديگر آذوقه بگيرند. پس دليلي ندارد كه برنامه را ادامه ندهند.

نفر دوم برخلاف او معتقد است بايد اين احتمال بسيار بالا را هم در‌نظر گرفت كه هوا يك‌ باره به‌هم بريزد. و آن‌وقت بايد ديد كه برنامه ممكن است چند روز به‌طول بيانجامد. اگر قرار باشد برنامه حداقل دو روز بيشتر به‌ طول بيانجامد سر كردن در شرايط سخت، بدون مواد غذايي كافي خطرناك خواهد بود چون ضريب اشتباه را بالا مي‌برد. و در نهايت نتيجه‌گيري مي‌كند كه اگر خرج و هزينه و صرف انرژي به اجراي خوب يك برنامه بيانجامد قابل قبول است نه به اجراي پر‌خطر و يا منتهي به فاجعه.

در اين ‌جا هر دو نفر خود را محق مي‌دانند كه بر اساس استدلال خود تصميم بگيرند. و اين تصميم‌گيري يك ‌طرفه منجر به جدايي آنها در يك مرحله بسيار سخت خواهد شد. جدايي ضريب خطر را دو‌چندان خواهد كرد.

چه بايد كرد؟

به نظرشان مي‌رسد كه قرعه‌كشي كنند. باز هم خطر‌ساز است به يك دليل عمده. فردي كه بنا به قيد قرعه از حق تصميم‌گيري خود مي‌گذرد حاضر به پذيرفتن عقلي و ذهني و احساسي پيشنهاد هم‌نورد خود نخواهد بود. اگر پيشنهاد اول اجرا شود هم‌نورد مخالف در اثر عدم اعتقاد به ادامه راه و در اثر عدم اعتماد به‌ نفس كافي، موجبات شكست برنامه را فراهم خواهد كرد. اگر پيشنهاد نفر دوم اجرايي شود او همواره مورد سرزنش دوست خود قرار خواهد گرفت كه مانع اجراي هدف برنامه‌شان شده است.

وقتي به عنوان يك فرد ناظر آشنا به حقوق و آشنا به مقررات كوه‌نوردي به وضعيت اين دو فرد نگاه كنيم به يك نتيجه مسلم مي‌رسيم آن هم اين است كه شكل رابطه آنها نسبت به هم تعريف نشده است. آنها در يك شرايط برابر، اما با روحيه‌اي كاملا متفاوت، هيچ تدبيري براي تبيين شكل رابطه ي خود در اين برنامه سنگين نيانديشيده‌اند. يعني برخلاف اصول شناخته شده، آموخته شده و پذيرفته شده كوه‌نوردي از تعريف اين رابطه خودداري كرده‌اند. پس از دو منظر تجربه‌هاي شخصي و مقررات ورزشي دچار خطا هستند.

اين خطاي ورزشي در زمين بازي اتفاق نيافتاده، بلكه در قلب طبيعت بوده كه در حين بخشندگي، به راحتي از اشتباهات افراد نمي‌گذرد و گاه سخت مجازات مي‌كند. خطا اين است:

اين دو نفر، سرپرست برنامه را تعيين نكرده‌اند.

برخلاف آن ‌چه در اذهان عمومي جاي گرفته است، مقولات حقوقي از حق افراد نسبت به ديگران و نسبت به جامعه پيرامون بحث مي‌كند و نه از تكليف آنها نسبت به هم. اين زاويه‌ي نگاه به ما مي‌آموزد كه در يك جامعه هر چند كوچك چه حقوقي نسبت به همراهان خود داريم و چگونه مي‌توانيم از اين حقوق خود دفاع كنيم و در نتيجه به ما كمك مي‌كند كه حد و مرز‌هاي قانوني رفتار خود را بشناسيم.

در مثالي كه آورديم مي‌بينيم چنانچه شكل رابطه و مسئوليت افراد تعيين مي‌شد مسلما حقوقي كه ناشي از اين تعيين صلاحيت ايجاد مي‌شد مانع از آن بود كه هم‌نوردي كه اين صلاحيت را قبلا پذيرفته نظر شخصي خود را به عنوان يك نظر لازم‌الاجرا ارايه دهد. او فقط مي‌توانست نقش يك مشاور را ايفا كند اما در نهايت حق تصميم‌گيري با سرپرست بود. فرد با همين پيشينه ذهني به اين حق احترام مي‌گذاشت و با روحيه‌اي كه ناشي از همين احترام به حق سرپرست بود تن به تصميمات او مي‌سپرد.

در اين‌جا بايد گفت كه همين موضوع مي‌تواند در تعيين مسئوليت‌هاي ديگر هم مطرح باشد.

بحث دوم

مسئوليت كيفري ناشي از حوادث ورزشي(کوه نوردي)

«در صفحه زندگي تماشاچي محض وجود ندارد.» - فرانسيس بيكن

در مطلب گذشته با ذكر يك مثال، لزوم تعيين مسئوليت افراد در يك برنامه كوه‌نوردي را به بحث گذاشتيم.

حال با توجه به آن مثال، اين سوال پيش مي‌آيد كه اگر يك فرد در آن مسئوليت و يا در مسئوليت‌هاي ديگري از قبيل راهنمايي تيم يا تهيه تداركات برنامه، تصميم اشتباهي اتخاذ كند يا عمل اشتباهي مرتكب شود و عامل بروز يك حادثه منجر به صدمات جاني باشد چه مسئوليتي از لحاظ قانوني متوجه او مي‌شود؟

قبل از وارد شدن به بحث، لازم مي‌دانم يادآوري كنم كه اصولا وقتي از مسئوليت‌ها صحبت مي‌كنيم و به‌ويژه مسئوليت‌هاي كيفري، ممكن است اين مقوله موجب ترسيدن افراد از قبول مسئوليت‌ در تيم گردد در حالي ‌كه بايد يادآوري كنيم كه در انجام كارهايي مثل رانندگي هم هر آن احتمال بروز حادثه و در‌نتيجه ايجاد مسئوليت كيفري وجود دارد و اين امر مانع از رغبت افراد به انجام آن كارها نمي شود. بر‌عكس آگاهي از قوانين به ما اعتماد به‌ نفس بيشتري براي حركت مي‌دهد.

و اصولا ما دوست داريم و نيازمند آن هستيم كه بدانيم با قبول يك سمت در يك برنامه كوه‌نوردي، دامنه مسئوليت ما تا كجا كشيده مي‌شود؟

اما براي رسيدن به پاسخ اين سوال قادر به ارايه يك جواب كلي و قطعي نيستيم. چرا كه بررسي مسئوليت كيفري افراد در يك حادثه نياز به بررسي ميزان تاثير او در شكل‌گيري آن حادثه دارد.

طبق قانون مجازات اسلامي خسارات ناشي از يك حادثه ورزشي جرم محسوب نمي‌شود به شرط اين ‌كه اين حادثه ناشي از تخلف از مقررات آن ورزش نباشد. (بند سوم ماده 59)

در اين‌جا يك مساله مهم مطرح مي‌شود. اين كه چگونه مي‌توانيم عملكرد يك عضو تيم را خارج از مقررات ورزش كوه‌نوردي تلقي كنيم در حالي‌كه در اين ورزش نسبت به ورزش‌هاي ديگر كمتر امكان تدوين مقررات معين و خاص وجود دارد.

براي حل اين مساله ابتدا حوادث كوه‌نوردي را به دو گروه عمده تقسيم مي‌كنيم:

1- حوادثي كه با دخالت مستقيم يك فرد در لحظه وقوع آن حادثه، اتفاق افتاده باشد. به‌نحوي كه اگر آن فرد آن عمل را به‌طور مستقيم و در آن لحظه مرتكب نمي‌شد آن حادثه نيز به وقوع نمي پيوست.

اين دسته از حوادث از لحاظ ميزان مسئوليت افراد در ارتكاب عمل، خود به دو گروه تقسيم مي‌شوند:

  • الف- حوادثي كه با دخالت مستقيم فرد در لحظه حادثه و در اثر قصور و تخلف او از مقررات ورزشي به وقوع پيوسته‌اند.
  • ب- حوادثي كه با دخالت مستقيم فرد در لحظه حادثه و بدون قصور و تخلف او از مقررات ورزشي به وقوع پيوسته‌اند.

به عنوان مثال يك نفر حمايت ‌كننده با بي ‌دقتي خود موجب سقوط نفر صعود ‌كننده خود مي‌شود. يعني سقوط نفر ارتباط مستقيم با عمل حمايت ‌كننده دارد.

از آن‌جايي كه وي با تخطي از مقررات ورزش كوه‌نوردي كه دقت در حمايت و رعايت اصول آن است و به‌طور مستقيم موجب حادثه شده، مجرم شناخته مي‌شود.

در مقابل اگر حمايت ‌كننده در اثر سقوط سنگ يا هر عامل بيروني ديگر، حمايت را بدون اراده خود رها كند به علت بي‌ تقصيري در وقوع حادثه، مسئوليتي هم متوجه او نيست.

با اندك بررسي حوادثي كه ناشي از عملكرد مستقيم افراد در لحظه وقوع حادثه است پي مي‌بريم كه در اكثر آنها قصور از مقررات ورزشي موجب حادثه مي‌شود.

2-حوادثي كه با دخالت غير‌مستقيم يك فرد اتفاق افتاده باشد.

اين دسته از حوادث نيز مثل دسته اول خود به دو گروه تقسيم مي‌شوند:

  • الف- حوادثي كه با دخالت غير‌مستقيم يك فرد و در اثر تخلف او از مقررات اتفاق افتاده باشد.
  • ب- حوادثي كه با دخالت غير‌مستقيم يك فرد و بدون تخلف او از مقررات اتفاق افتاده باشد.

به عنوان مثال، راهنماي يك تيم، مسير مشكلي را براي حركت انتخاب كند كه در حد توان نفرات آن تيم نباشد و موجب سقوط و حادثه‌ديدگي آنها گردد. اين تصميم راهنما در انتخاب مسير، هر‌چند عامل مستقيم در لحظه سقوط افراد تيم نيست اما به علت ارتباط سببيتي كه با حادثه دارد و به علت تاثير آن در وقوع حادثه، مورد بررسي قرار گرفته و با احراز اين امر كه راهنما از مقررات ورزش كوه‌نوردي در رابطه با مسئوليت محوله تخطي كرده مجرم شناخته مي‌شود.

اما در حوادثي كه با دخالت غير‌مستقيم يك فرد و بدون قصور او اتفاق افتاده باشد مسئوليتي متوجه آن فرد نخواهد بود.

يعني در مثال بالا، اگر راهنما، تيم را از مسيري عبور دهد كه نسبت به توان ضعيف‌ ترين عضو گروه راحت و قابل عبور باشد، اما فردي از افراد تيم در اثر سهل‌انگاري خودش، سقوط كند مسئوليتي متوجه راهنما نخواهد بود.

لازم به يادآوري است كه چون در اين نوع از حوادث، رابطه مستقيمي بين فرد و آن حادثه در لحظه وقوع آنها وجود ندارد نسبت دادن مسئوليت به او و اثبات تقصير به بررسي بيشتري نيازمند است.

براي نمونه، در مثالي كه زده شد حادثه‌ديدگان يا بازماندگان آنها، بايد ثابت كنند كه مسير به‌قدري صعب‌العبور بوده كه موجب سقوط شود يا نفر يا نفرات تيم به نحو آشكاري ضعيف بوده‌اند و راهنما علم كافي به اين ضعف آشكار آنها داشته و مي‌دانسته كه عليرغم قابل عبور بودن مسير، آنها توان كافي براي صعود آن را ندارند. اگر آنها نتوانند چنين موضوعي را اثبات كنند نمي‌توان تقصير را متوجه راهنما - كه در اين حادثه دخالت غير ‌مستقيمي هم دارد، كرد.

شايد بتوان گفت كه در سال‌هاي اخير اكثر اتهاماتي كه به افراد پس از حوادث كوه‌نوردي وارد شده، در اين دسته اخير يعني دخالت غير‌مستقيم قابل تقسيم‌بند هستند. از اين لحاظ مي‌بينيم اثبات مجرميت يا برائت آنها از اتهام وارده امري بسيار پيچيده بوده است.

به همين دليل از اين شماره به بعد سعي خواهيم كرد كه راجع به اين‌گونه از حوادث و عاملان آنها بيشتر بحث كنيم.

و هم‌چنين، مقوله حد و حدود مسئوليت كيفري و ميزان مجازات افراد خاطي در يك حادثه ورزشي، بحثي است كه در آينده مورد بررسي قرار خواهيم داد.

نگاهي به مسئوليت ناشي از حوادث ورزشي در کوه

همان‌طور که خوب مي‌دانيم کوه‌نوردي همواره، به عنوان يک ورزش گروهي مورد توجه قرار گرفته و شکل اجرايي آن نيز به نوعي با شکل اجرايي عمليات جنگي مشابهت داشته است.

حال هرچند اين ديدگاه کاملا عوض شده و کوه‌نورد براي همزيستي با طبيعت است که دل به کوه مي‌سپارد و شايد بتوان گفت که عاشقانه به سمت آن کشيده مي‌شود، اما هنوز اين ورزش شکل گروهي خود را حفظ کرده و از طرفي گروه‌ها و باشگاه‌ها به شکل گسترده‌اي فعاليت دارند و حتا تعداد آنها افزايش يافته است و حال مي‌بينيم تورهاي طبيعت‌گردي نيز وارد اين حوزه شده و افراد علاقمند را به محيط کوهستان هدايت مي‌کنند.

بنابر اين در حال حاضر مسئوليت و عملکرد حقوقي اين تشکل‌ها مورد توجه قرار دارد.

براي وارد شدن به اين بحث ابتدا يادآوري اين نکته ضروري مي‌نمايد که هر گروه، باشگاه يا تور طبيعت‌گردي پس از ثبت قانوني، شخصيت حقوقي پيدا مي‌کند و مثل يک موجود انساني، مسئوليت حقوقي بر آن مترتب مي‌شود.

به اين لحاظ هر جا بحث يک گروه يا باشگاه و هر شخصيت حقوقي ديگري در رابطه با ورزش کوه‌نوردي مطرح مي‌شود ما با يک کليت مسئول روبه‌رو هستيم که بايد پاسخگوي اعمال خود باشد.

مسئوليت اين اشخاص حقوقي در مقابل فعاليت‌هايشان در دو حوزه قابل بررسي است:

مسئوليت درون‌گروهي

الف- مسئوليت درون‌گروهي

اين مسئوليت معطوف به رعايت اساسنامه و آيين‌نامه‌هاي داخلي و اجراي تصميمات مجامع عمومي يک تشکل است.

متاسفانه در اغلب موارد مشاهده مي‌شود که نه تنها اعضاي يک گروه و باشگاه در مطالعه اساسنامه و آيين‌نامه‌هاي داخلي و توجه به تصميمات مجامع عمومي سهل‌انگاري مي‌کنند، بلکه حتي گاه اعضاي هيات‌مديره نيز بدون توجه به مفاد قوانين داخلي و فقط بنا به خواسته‌هاي شخصي و نظرات فردي خود عمل مي‌کنند و در‌نتيجه در‌صورت رسيدگي به نحوه عملکرد حقوقي آنها که براي تعيين حدود مسئوليت افراد در مقابل حوادث ايجاد شده لازم به‌نظر مي‌رسد، قادر به دفاع از خود نيستند.

اعضاي هيات‌مديره، فعاليت‌هاي اجرايي و تشکيلاتي يک تشکل را در محدوده وظايفي که اساسنامه و آيين‌نامه داخلي و مجامع عمومي به عهده آنها گذاشته مديريت مي‌کنند و به رعايت صحيح اساسنامه، آيين‌نامه و تصميمات مجامع عمومي و نيز فعاليت اعضا نظارت دارند.

در اين‌جا به‌طور خلاصه، به شرح اين مقررات که تعيين‌کننده وظايف و مسئوليت اعضاي يک تشکل هستند و ضمانت‌هاي اجرايي آنها، مي‌پردازيم:


شرح مقررات داخلي

1- اساسنامه و آيين‌نامه‌هاي داخلي

اصولا در اساسنامه‌ها، ارکان تشکل، نحوه عضوگيري و وظايف اعضا، نحوه انتخاب اعضاي هيات مديره و تعيين وظايف آنها، چگونگي تشکيل مجامع عمومي، تامين منابع مالي و نحوه انحلال يک گروه و تشکل تبيين مي‌شود.

آيين‌نامه‌ها، جزييات اجرايي را تعيين مي‌کنند و علاوه بر رعايت مفاد اساسنامه، رعايت اين جزييات نيز جزء مسئوليت‌هاي اعضا و هيات‌مديره است.

در اين‌جا مي‌توان به اين نتيجه رسيد که مطالعه دقيق اساسنامه و آيين‌نامه‌هاي داخلي يک گروه و باشگاه توسط اعضا، تا چه حد حائز اهميت است و عملا نقش اساسي را در تعيين مسئوليت افراد و اعضا به عهده دارد.

2- مجامع عمومي

اتخاذ تصميمات بسيار مهم يک تشکل به عهده مجامع عمومي است که به دو شکل عادي و فوق‌العاده تشکيل مي‌شود.

مجمع عمومي فوق‌العاده نسبت به امور حياتي تشکل، از قبيل تغيير اساسنامه يا تغيير سرمايه و يا انحلال آن تصميم مي‌گيرد.

مجمع عمومي عادي جهت انتخاب اعضاي هيات مديره و تصويب بيلان مالي و نقد و بررسي عملکرد يک گروه و باشگاه به‌طور سالانه تشکيل مي‌شود.

3- تصميمات هيات‌مديره

تصميمات هيات‌مديره در امور جاري گروه جزء مقررات آن محسوب مي‌شود اما بايد توجه داشت که براي الزام افراد به اجراي اين تصميمات يک شرط لازم وجود دارد:

اين‌که اين تصميمات در حوزه اختيارات هيات‌مديره باشد به عنوان مثال هيات‌مديره حق تصميم‌گيري راجع به اخراج يک عضو رسمي و يا تغيير مبلغ حق عضويت اعضا را ندارد مگر اين‌که اين موارد به‌طور صريح طبق اساسنامه، يا آيين‌نامه و يا تصميمات مجمع عمومي، جزء اختيارات هيات‌مديره قرار گرفته باشد.

ضمانت‌هاي اجرايي مسئوليت‌هاي درون‌گروهي

يک گروه و تشکل، نظارت خود را به نحوه اجراي مقررات داخلي و اساسنامه آن، از طريق هيات‌مديره و مجمع عمومي ساليانه اعمال مي‌کند.

مجمع عمومي، با توجه به گزارش هيات‌مديره و نظرات اعضا، نسبت به امور و اهداف سالانه تشکل، تصميم‌گيري مي‌کند و مسئوليت اجرايي اين تصميمات به عهده هيات‌مديره و يا گاه بر عهده برخي از اعضا گذاشته مي‌شود.

هيات‌مديره و عضو مسئول، موظف به اجراي تصميمات مجمع عمومي و ارايه گزارش کامل نسبت به نحوه اجراي آن به مجمع عمومي بعدي است. هيات مديره مي‌تواند در‌صورت اهميت موضوع و نياز به اتخاذ تصميم فوري، اعضا را براي تشکيل مجمع عمومي عادي به‌طور فوق‌العاده دعوت کند.

حال اين سوال مطرح مي‌شود که: اهرم‌هاي اجرايي اين گروه و تشکل در‌مقابل تخلفات احتمالي اعضاي هيات‌مديره و اعضاي مسئول چيست؟

اگر اعضا خارج از اختيارات خود تصميمي بگيرند و خارج از چارچوب مقررات عمل کنند چگونه با ٱنها برخورد مي‌شود؟

در پاسخ بايد گفت مقررات انتظامي گروه و باشگاه که طبق اساسنامه و آيين‌نامه تبيين شده نشان مي‌دهد که در چه مواردي مي‌توان اعضاي متخلف را با درجات مختلف از قبيل اخطار شفاهي، اخطار با درج در پرونده، اخراج موقت و اخراج دائمي توبيخ کرد.

در اين جا بايد اضافه کرد که چنان‌چه در اثر عملکرد يک عضو، خسارت خاصي به گروه وارد شود که قابل پي‌گيري در مراجع قانوني باشد هيات‌مديره گروه در‌صورت داشتن اختيارات لازم و يا با اخذ اين اختيارات از مجمع عمومي مي‌تواند نسبت به اخذ خسارت عليه آن عضو طرح دعوي کند.

مسئوليت عام

اين مسئوليت شامل مسئوليت‌ قانوني عضو در‌مقابل کل جامعه است و از آن جا ناشي مي‌شود که وقتي فردي انجام کاري را به عهده مي‌گيرد بايد در انجام آن کار، کوتاهي و يا سهل‌انگاري نکند و گرنه مسئول خسارات ناشي از سهل‌انگاري خود خواهد بود.

هرچند حدود مسئوليت فرد خاطي و ماهيت تخلف و تقصير او بر‌طبق مقررات داخلي گروه و باشگاه تعريف مي‌شود اما دامنه اين مسئوليت فراتر رفته و او را در مقابل تمامي اشخاصي که به نوعي با عملکرد او مرتبط باشند مسئول و پاسخگو مي‌گرداند.

به عنوان مثال، اگر طبق آيين‌نامه گروه، شرط عضويت رسمي اعضا گذراندن دوره‌هاي آموزشي باشد، هيات‌مديره موظف به اجراي اين قانون است، در غير اين‌صورت، متخلف شناخته مي‌شود و بايد پاسخگوي عواقب ناشي از عدم رعايت مفاد آيين‌نامه داخلي باشد. اين پاسخ‌گويي نه تنها در مقابل اعضاي گروه، بلکه در‌مقابل کل افرادي است که ممکن است در اثر تخلف هيات‌مديره آسيب ببينند.

و يا مثلا اگر شرط شرکت اعضاي آزمايشي در يک برنامه چند روزه، گذشت حداقل دو ماه از تاريخ امضاي فرم عضويت و نيز شرکت آن عضو در دو سوم برنامه‌هاي مخصوص اعضاي آزمايشي باشد و هيات‌مديره برخلاف اين قانون عمل کند، مسئول شناخته مي‌شود و بايد پاسخ‌گوي تخلف خود نسبت به خسارات احتمالي باشد.

اين مسئوليت به موازات مسئوليت‌هايي است که برعهده سرپرست برنامه گذاشته مي‌شود. به‌نحوي که کارشناس منتخب در اظهارنظر خود مي‌تواند به تاثير تخلف هيات‌مديره در وقوع حادثه توجه کند.

با يک مثال ديگر موضوع را بررسي مي‌کنيم. فرض کنيم يک عضو آزمايشي طبق آيين‌نامه گروه، به دليل عدم شرکت در يک دوم برنامه‌هاي فصلي اعلام شده، حق شرکت در يک برنامه چند روزه را نداشته باشد.

و چون هيات‌مديره از شرکت اين فرد در برنامه جلوگيري نکرده، سرپرست نيز حضور او را در برنامه بلامانع فرض کرده باشد.

چنان‌چه اين فرد به‌طور ناگهاني و در يک شرايط طبيعي که سرپرست همه پيش‌بيني‌هاي لازمه را انجام داده، به دليل نداشتن استقامت کافي در اجراي برنامه طولاني‌مدت و در اثر ضعف شديد دچار مصدوميت شود، مي‌توان گفت چون در اين جا تخلفي صورت گرفته قسمتي از مسئوليت بر عهده هيات‌مديره گذاشته مي‌شود. اگر هيات‌مديره تمام قوانين را رعايت مي‌کرد، مسئوليت اين حادثه به‌طور کامل برعهده شخص ورزش‌کار و مصدوم قرار مي‌گرفت.

محدوده مسئوليت عام گروه و تشکل و اخذ تعهد از افراد

گاه ديده مي‌شود که بدون اين که تخلفي از طرف گروه و باشگاه انجام يافته باشد فقط صرف اجراي يک برنامه توسط اعضاي آن، گروه و باشگاه را مورد مواخذه انتظامي قرار داده و يا تهديد به اقدام قانوني مي‌کنند که بايد گفت بيشتر ناشي از عدم اطلاع افراد از حدود مسئوليت گروه‌ها و باشگاه‌ها است.

با شرحي که در بالا رفت مي‌توان به اين نتيجه رسيد که هيچ تشکلي خارج از حدود وظايف خود مسئول حوادث ورزشي نيست.

چنان‌چه هر تشکلي در حدود اختيارات خود عمل کرده و پايبند به مقررات ورزشي و مقررات داخلي خود باشد به هيچ عنوان مسئول حوادث ناشي از برنامه‌هاي ورزشي نخواهد بود.

بحث خاصي که در اين حوزه مطرح مي‌شود سلب مسئوليت است که با اخذ تعهد در ابتداي عضويت و يا قبل از شروع برنامه‌ها به عمل مي‌آيد و اغلب اين سوال مطرح مي‌شود که درصورت اخذ اين تعهد آيا باز هم مسئوليتي گريبانگير گروه و باشگاه مي‌شود و يا اين تعهد مي‌تواند سرپرست برنامه را از مسئوليت حقوقي در مقابل حوادث بري کند.

پاسخ دادن به اين سوال اندکي سخت به‌نظر مي‌رسد. چرا که:

تعيين ميزان مسئوليت افراد در حادثه‌اي که در اثر قصور و سهل‌انگاري آشکار يک فرد اعم از سرپرست و يا هيات‌مديره به وقوع بپيوندد حتي با اخذ تعهد کتبي قبلي از فردي که دچار سانحه شده چندان قابل قبول به‌نظر نمي‌رسد و در اجرا نيز به چنين تعهدي توجه نمي‌شود.

اين تعهد فقط زماني قابليت اجرا دارد که رابطه سببيت مستقيمي بين يک عمل و حادثه را نتوان اثبات کرد. درغير اين‌صورت مثل اين است که راننده‌اي از سرنشينان خود تعهد بگيرد که هر حادثه رانندگي بر عهده سرنشين خواهد بود و اين راننده در حالت مستي رانندگي کند و بخواهد خود را از حادثه بري دارد.

اما در هر حال اخذ چنين تعهدي براي گروه‌ها و باشگاه‌هاي ورزشي حائز اهميت زيادي است و حداقل تاثير آن مي‌تواند به معني اثبات آگاهي داوطلب و يا عضو نسبت به احتمال وقوع خطر در اجراي يک برنامه ورزشي باشد که به اين وسيله او با علم و اطلاع کامل نسبت به وقوع حوادث ورزشي مسئوليت آن را شخصا مي‌پذيرد.


نويسنده:مهزي جعفري

منبع:شماره ۴۶ فصلنامه کوه